تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
و گفت :
فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ
- النمل / 8 و آيه
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا
- مريم / 3 در اين آيه كه اشاره به نداى موسى عليه السّلام به خدا است براى اينست كه او خود را از خداوند - دور تصور ميكرد زيرا گناهان و حالت بد خويش را باعث دور بودن از خداوند مىپنداشت ، مانند كسى كه از عذاب خويش بيمناك است . در آيه
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً
يُنادِي لِلْإِيمانِ - آل عمران / 193 منادى در اين آيه كه مؤمنين ميگويند خداوندا « نداى او را در مورد ايمان شنيديم » اشاره به عقل - كتاب نازل شده از حق و رسول خداست و همچنين اشاره به ساير آياتى كه دلالت بر وجود ايمان به خداى تعالى دارد ، قرار دادن منادى به ايمان در آيه فوق در مورد امورى كه ذكر شد براى اينست كه آن امور و حقائق يعنى ( عقل - كتاب ما قرآن - و رسول و ساير آيات ) وجودشان مانند منادى - كاملا ظاهر و روشن است و جاذبه و ترغيب آنها بسوى ايمان مانند همان دعوت كننده و منادى است . اصل واژه - نداء - از - نَدَى - يا رطوبت گرفته شده ، عبادت - صوت ندى و رفيع - در باره بانگ و صداى بلند براى اينست كه واژه - نداء - براى صدا به صورت استعاره به كار ميرود زيرا كسى كه رطوبت و بزاق دهانش زياد است و خشك نيست كلامش نيكوست و از اين روى فصيح و گشاده زبان يا خوش بيان و يا با عبارت - كثرة الريق - وصف مىشود يعنى آب دهانش زياد است پس - نَدًى و أَنْدَاء و أَنْدِيَة - در يك معنى است ، درخت را هم با واژه - نَدَى - وصف ميكنند زيرا از رطوبت حاصل مىشود ، و در ادبيات اين گونه نامگذارى يعنى به كار بردن مسبب و علت بجاى سبب صفتى است شناخته شده ، شاعر ميگويد :
كالكرم اذ نادى من الكافور
-