نخر
: در آيه گفت :
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً
- النازعات / 11 اين آيه از سخنان آنهاست كه ميگويند - نَخِرَتِ الشجرةُ - يعنى درخت كهنسال و پوسيده شد و وزش باد يا - نُخْرَةُ الريح - او را فرسوده ساخت .
نَخِير - صداى بينى است ( خرناس ) و دو پره دماغ كه خرناسى از آن خارج مىشود - نُخْرَتَاه يا مِنْخَرَاه - ناميده مىشود ، نَخُور - شتر مادهايست كه شير نميدهد و يا انگشت در بينى او ميكنند ، نَاخِر - كسى كه خرناس ميكشد و در اصطلاح گفته مىشود - ما بالدار ناخر - در خانه نفس كشى نيست .
نخل
: نَخْل درخت خرما ، كه در جمع و مفرد هر دو به كار ميرود ، خداى تعالى گفت :
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
- القمر / 20 و
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ
- الحاقة / 7 و
نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ
- الشعراء / 148 و
وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ
- ق / 10 جمعش نخيل است و گفت :
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ
- النحل / 67 نَخَلَ - به صورت فعل يعنى الك كردن و سبوس گرفتن از آرد با الك و غربال .
انْتِخَال - صاف كردن و پالودن براى بدست آوردن پاك و صاف از هر چيزى است .