روش فكرى دقيق حكيمانه را اصل بدانيم درست است كه سپس زنبور عسل به همان اعتبار - نَحْل ناميده شده و به فعل نحله نامگذارى شد - و اللّه اعلم .
نحن
: نَحْنُ اين واژه كه ضمير منفصل فاعلى است كه گوينده وقتى بخواهد از خودش يا ديگرى سخن بگويد به كار ميبرد آنچه كه در قرآن از اين واژه هست خبر دادن خداى تعالى از خويش است گفت :
نَحْنُ
نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ يوسف / 2 گفتهاند در اين آيه خبر دادن خداوند به تنهائى از نفس خويش است اما به صورت مركز خبر و صدور آن از مركزيت قدرت بيان شده است ( مثل خبر دادن فرمانروا از خودش ) گروهى از دانشمندان گفتهاند خداى تعالى از اين الفاظ كه به صورت فعل آينده يادآورى مىشود و آن را انجام ميدهد اما كارگزاران خلقت مانند فرشتگان و بعضى از اولياى او و وسيله انجام آن فعل هستند واژه - نحن - عبارت از خداى تعالى و كارگزاران ، مانند عمل وحى و يارى رساندن به مؤمنين و به هلاكت رساندن كفار و از اين قبيل امور كه فرشتگان ياد شده در آيات زير اجراى آن را به عهده دارند ميگويد :
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
- النازعات / 5
هامش
شود به آن سوى نماز ميگزارند و قبله و چهره عوض ميكنند -إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً- مگر كسانى كه مؤمنند ، نيكوكارند و در سخنانشان بسيار ياد خدا دارند كه بافتن كفريات و تشبيهات دور از ذهن و معنى و به كار بستن دو سه واژه عاميانه .