تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
فلان يَنْتَحِلُ الشِّعْرَ - شعر را به خود نسبت داد « 1 » . نَحِلَ جِسْمُهُ نُحُولًا - بسيار ضعيف شد مثل ضعيفى زنبور عسل - نواحل - شمشيرها كه لبه‌هاى تيزى دارند و به همان تصور چنين گفته‌اند و اگر - نحله - يعنى
هامش
( 1 ) واژه انتحال كه در عرف ادب شناخته شده همان سرقت ادبى است كه گروهى عاشق شهرت اما پوچ و بىشخصيت محصول زحمات ديگران را با كم و زياد كردن يا عينا بنام خود بيان ميكنند ، اصولا بگفته ملك الشعراء بهار :دزد قباله دزد همه كس شنيده است * ياران حذر كنيد ز دزد مقاله دزدگذشته از اين امر در دوران ما متأسفانه ميدان اديب و ادبيات كه فارسانى و پيامبران سخنى مانند سعدى و ناصر خسرو و كسائى مروزى و جامى و انورى و غيره به خود ديده است در قرن بيستم با ترجمه نوشتارهاى غربى كه بوئى از عرفان و حقيقت خواهى در آنها نيست سخنانى بنام شعر و اشعار يا شاعران نو رسيده مطرح شدند تا استعمار فرهنگى ملت‌هائى كه گنجينه‌هاى ادبشان و اشعارشان تمام كتابخانه‌هاى عالم را روشن كرده است از سرمايه‌هاى معنوىشان دورشان سازند و با بازى الفاظ و آسمان و ريسمان مثل اين عبارت « آه چه بوئى دارى - بوى - خورشيد دارى - بوى كوه دارى و . . . » جوانان ساده انديش و هوا خواه شهرت را با اين عبارات دلخوش دارند و روح مبارزه و عرفان و حقيقت را بنام نوپردازى از جوانان و جامعه ما گرفته و به ظاهرى از زندگى سرگرمشان دارند كه خوشبختانه بعد از انقلاب قصيده سرائى - مراثى - حماسه‌ها جاى خالى را پر كرده هر چند هنوز هم چندچهره‌ها كه در گذشته جائزه‌اى هم ميگرفتند خود را مجددا بنام شاعر مطرح ساخته و حال اينكه بگفته نظامى گنجوى -تا نكند شرع تو را نامدار - * نامزد شعر مشو زينهار- نخست متعهد شدن ، و عالم بودن در دين و در طريق شناخت حق و عرفان از همه چيز گذشتن شرط اول راه است و دوم استثنائى كه قرآن در سوره شعرا بيان فرموده كه دنيا طلبان -أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ- در هر وادى كه بازارش گرم .