تعالى گفت :
وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
- النحل / 16 « 1 » و آيه
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ
- الصافات / 88 « 2 » يعنى در علم نجوم و ستارهشناسى در ستارگان تأمل كرد . و آيه :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
- النجم / 1 كه منظور كواكب - است زيرا با عبارت هوى - ذكر شده است ، براى نجم لفظ طلوع دلالت بر پيدايش آن در آسمان دارد و براى كوكب - ظهور كامل و حركت و فرود آمدن به كار ميرود .
گفته شد مقصود از نَجْم ستاره ثرياست زيرا اعراب وقتى كه لفظ نجم را بطور مطلق به كار مىبرند مقصودشان ستاره ثرياست مثل ضرب المثل - طلع النجم
هامش
( 1 ) اشاره به بهرهمندى انسان از آيات خدا و پهنه خلقت است ميگويد :
« او خدائيست كه باران را فرو ميفرستد كه از آن مينوشيد و درختان پرورش دهيد از آن آب درختان زيتون و خرما و انگور و ساير ميوهها با آب ميپروراند ، و همچنين شب و روز و ماه و خورشيد را براى ادامه حياتشان مسخر كرده ، و در زمين براى شما چه نعمتهائى كه رنگارنگ فراهم كرد كه هر كدام نشانهاى بر قدرت اوست ، درياها را مسخرتان كرد تا از حيواناتش تغذيه كنيد و از موادش زيورهائى تهيه نمائيد ، كشتىهايتان را بر درياها حركت ميدهيد تا از نعمتهاى ساير نقاط هم بهرهمند شويد . كوهها را بر سطح زمين استوار ساخت و از آنها نهرها جارى كرد نشانههاى زمينى و ستارگان آسمانى را آفريد تا با آنها هدايت شويد » .
( 2 ) حضرت ابراهيم بعد از استدلال و سخنانى بر يگانگى خداى و ديدن بت پرستى و ستاره پرستىشان با تامل و دقت علم ستاره شناسى گفت اى قوم شما در باره پروردگار جهانيان چه گمان كردهايد ! ؟ » .