تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
كندن پوست درخت يا گوسفند را هم - نجو - گويند شاعر ميگويد :
فقلت انجوا عنها نجا الجلد انّه * سيرضيكما منها سنام نجاريه
( شعر از عبد الرحمن بن حسان است ميگويد ، به آنها گفتم مثل پوست جدا شده از او دور شويد كه با بلندى كوهانى و يال شترى از آن خشنودتان مىكند ) . نَاجَيْتُهُ - اصلش اينست كه او را بر بلندى زمين هدايت كردى يا از - نجات يعنى ياريش كردى تا آزاد شد . يا او را به رازت مطلع كردى . تَنَاجَى القومُ - در همين معنى اخير است ( نجوا كردن و پنهانى رازى را گفتن ) در آيه گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَناجَيْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا
بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوى - المجادله / 9 « 1 »
هامش
با همان زره نيم تنه طلائى كه به تن داشت در ساحل پيدا شد ، فهميدند كه غرق شده چون داعيه خدائى داشته و نمىبايست غرق ميشد ليث از ابن عباس نقل مىكند كه - بدن - زرهى است كه دو آستينش كوتاه است و از طلا ميبافتند و چون فرعون با آن زره سنگين بر سطح آب آمد دليلى بر نبوت موسى عليه السّلام بود ، خواجه عبد اللّه انصارى مينويسد - امروز ترا بر سر آب آريم با آن زره - مقريرى قيمت آن را هزار دينار نوشته است ( خطط 1 / 172 - مقريرى 4 / 332 - كشف الاسرار 17 / 157 تفسير كبير 14 تهذيب ازهرى 4314 المحكم ابن سيده ) . ( 1 ) در باره نجوا كردن مردم است كه ميگويد اگر ضرورتا خواستيد سخنى را آرام به ديگرى بگوئيد از گناه و دشمنى نباشد بلكه بخوانى و سخنى از نيكى و تقوى باشد ، اين موضوع يكى از آداب اخلاقى در حكمت نظرى است كه با عمل به اين آيه بسيارى از گناهان ، عيبجوئىها ، غيبت‌ها ، ناراحتىها در جامعه و روابط اجتماعى از بين ميرود و جامعه‌اى سالم بوجود ميآيد .