تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
- نَجَّاد - رفوگر ، نِجَادُ السيف - حمايل شمشير ، نَاجُود - صافى نوشابه و شربت .

نجس

: نَجَاسَت يعنى پليدى و ناپاكى كه دو نوع است ، اول نجاستى كه با حواس فهميده مىشود دوم نجاستى كه با درك و فهم و بصيرت شناخته مىشود ، نوع دوّم همان است كه خداوند مشركين را با آن واژه وصف كرده است ، در آيه گفت :
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ
- التوبه / 28 نَجَّسَهُ - ناپاكش كرد و همچنين پاكش كرد ، و از اين واژه عبارت - تَنْجِيس العرب - است ، يعنى چيزى را به صورت دفع چشم زخم بر كودك ميآويزند تا نجاست و پليدى شيطان از او دور شود ، نَاجِس و نَجِيس - دردى است كه دوائى ندارد ( در مثال فارسى - درد بىدرمان ) .

نجم

: اصل نَجْم - همان ستاره است كه طلوع مىكند جمعش نُجُوم - و نَجَمَ بتدريج طلوع كرد ، پس واژه نجم - گاهى اسم است و گاهى مصدر نُجُوم - هم گاهى مثل قلوب - اسم است و گاهى مثل طلوع و غروب ، مصدر است و ظاهر شدن گياه و فكر و انديشه هم به نجم - تشبيه شده است مثل نَجَمَ النبتُ - گياه ظاهر شد و نَجَمَ الْقَرْنُ - شاخ ظاهر شد - نَجَمَ لى راى نَجْماً و نُجُوماً - فكر و انديشه‌اى برايم ظاهر شد نَجَمَ فلان - او عصيان ورزيد و - نَجَّمْتُ المالَ عليه - مالش را توزيع كردم گوئى كه برخود فرض كرده‌اى كه با طلوع هر ستاره‌اى قسمتى از آن مال را تقسيم كنى و سپس در هر رد كردن و دفع كردن با هر چيز اين واژه به كار ميرود ، خداى
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 286 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى