تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

مرد

: در آيه گفت :
وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ
- الصافات / 7 . مَارِد و مَرِيد از انسان‌ها يا شياطين آنهائى هستند كه از خيرات و نيكىها بىبهره و دورند . شجر أَمْرَد - درخت بدون برگ و بار و - رملة مَرْدَاء - زمين ريگزارى كه گياهى در آن نميرويد - أَمْرَد - به كسى ميگويند كه موى بر چهره ندارد و نوجوان است در حديثى هست كه بهشتيان نوجوانند - كه اگر به ظاهر واژه حمل شود اما گفته‌اند معنايش اينست كه آنها از شائبه‌ها و زشتىها عارى هستند . چنان كه ميگويند « مَرَدَ فلان عن القبائح » او از زشتىها دورى كرد . در آيه گفت :
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
- التوبه / 101 . اهل مدينه بر نفاق گرويدند و از خير رو گردان شدند . و آيه :
مُمَرَّدٌ
مِنْ قَوارِيرَ - النمل / 44 . سخن بلقيس است زمانى كه بدرگاه حضرت سليمان قرار ميگيرد ، كه ميگويد اين قصرى است از آينه صاف و چون زنى حق جو بود ايمان ميآورد و ميگويد -
أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ
- . شجرة مَرْدَاء - درختى كه عريان است واژه -
في مجدل شيد بنيانه - * يزل عنه ظفير الظافر .
( شعر از اعشى است قصرى را توصيف مىكند ميگويد در قصرى سخت محكم و استوار كه دست و چنگال در ديوارهاى آن ميلغزد و فرو نميرود ) مَارِد - قلعه‌ى