و مهر مقرر نكرده بوديد ، ولى آنها را به چيزى بهرهمند سازيد دارا و نادار به قدر توانائيش كه سزاوار مقام نيكوكاران است ) .
مُتْعَة - نكاحى است كه مرد يا زن مقدار معينى را در زمانى معين قرار ميگذارد و تعهد مىكند كه اگر مدت گذشت بدون طلاق جدا شدنى است ، مُتْعَة حج پيوستن عمره به حج است ، در آيه فرمود :
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ
- البقره / 196 .
مَاتِعْ - نوشيدنى و شربت سرخ رنگ است در واقع همان نوشيدنى است كه بخاطر خوبى و پاكيش خورده مىشود و رنگ ويژه آن نيست كه - ماتع - ناميده شده بخاطر خوبى آن است نه رنگ هر چند كه رنگ هم يكى از خوبيهاى آن است .
جمل مَاتِع - شتر قوى ، گفتهاند - و ميزانه في سورة البر ماتع « 1 » .
متن
: اين واژه كه به صورت تثنيه يعنى - متنان - به كار ميرود دو قسمت بر آمده پشت و كمر است كه مهرهها را در ميان گرفته و به همين شباهت قسمت بر آمده
هامش
( 1 ) تمام شعر كه به نابغه معروف است چنين است :الى خير دين نسكه قد علمته * و ميزانه فى سورة البر ماتعكه در لسان بدين صورت است :الى خير دين سنّة قد علمته * و ميزانه فى سورة المجد مانعدر هر دو حال وصف دينى است كه احكام و عباداتش در شرافت و مقام و منزلت رجحان و برترى دارد و بهترين دين است .