يعنى در ايام احرام حج نبايد مرتكب آن اعمال بشويد .
گاهى - لا - در دو كلمه متضاد تكرار مىشود و مقصود اثبات كارى است در ميان آن دو حالت مثل اينكه گفته مىشود فلانى نه ساكن است و نه مسافر در شب - ليس زيد بمقيم و لا ظاعن - كه مقصود اثبات حالى است ميان آن دو ، مثل اينكه باز ميگوئيم - ليس ما بيض و لا اسود - نه سپيد است نه سياه و مقصود اثبات حالى ديگر است در آيه :
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
- النور / 35 ) .
كه گفته مىشود معنايش شرقى و غربى نيست و باز گفتهاند معنايش مصون بودن از افراط و تفريط است .
و گاهى - لا - بدون اثبات چيزى سلب معنى مىكند كه آن را . اسمى غير مفهوم و حاصل شده ميگويند ، مثال - لا انسان - در وقتى كه قصد تو از گفتن اين حمل سلب انسانيت از كسى باشد و بر اين معنى سخن عاميانه مردم است كه ميگويند - لاحد - يعنى لا احد .
لام
: لِ يكى از حروف عوامل در زبان است كه معانى مختلف دارد ، اوّل بمعنى حرف - جر - كه آن هم انواعى دارد .
1 - براى متعدى كردن فعل لازم كه خدمتش جايز نيست مثل .
وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
- الصافات / 103 ) « 1 » .
هامش
( 1 ) در بارهء اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم عليه السّلام است ميگويد : همين كه ابراهيم در مبارزه با نمروديان دعا كرد كه -رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ- خداوندا .