ملك همان تصرف است مثل اينكه به كسى كه چوب بزرگى را بر ميدارد ميگوئى تو قسمت خودت را بگير و من سر ديگر چوب را .
- للّه كذا - شامل - للّه درّك - است كه در معنى اين عبارت گفتهاند در مورد چيزى گفته مىشود كه شريف و عزيز است و جز خدا مالكى شايسته آن نيست و نيز گفتهاند مقصود اينست كه ايجاد و خلقت او را به خداوندى كه بوجودش آورده نسبت دهند ، زيرا موجودات دو گونهاند - نوعى خداوند آن را بسبب طبيعى يا صفت آدمى بوجود ميآورد ( پديدههاى مادى جهان يا ساختههاى فكرى انسانها ) و نوع ديگر ايجاد ابداعى خداوند است مثل آسمان و افلاك و از اين قبيل پديدهها ( انسان - حيوانات - نباتات و . . . ) .
اين نوع دوم وجودشان شريفتر و برتر از نوع اول است .
اما - لام - استحقاق مثل آيه :
لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
- الرعد / 25 ) .
يا
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
- المطففين / 1 ) .
اين دو آيه مثل آيات :
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ
.
و
لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ *
است ولى در و - للّه - حرف لام حقيقت مالك توان خداوند را اثبات مىكند امّا در آيه -
لَهُمُ اللَّعْنَةُ *
- و
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
- حرف لام چيزى را بيان ميدارد كه هنوز حاصل نشده است ولى در حكم حصول و قطعى بودن آن است زيرا كافران و كم فروشان استحقاق آن عذاب و سرنوشت را دارند .
بعضى از اديبان علم نحو گفتهاند حرف - لام - در -
لَهُمُ اللَّعْنَةُ *
- يعنى عليهم اللعنة - بر آنها نفرين و دور باش باد . در آيه :
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ
- النور / 11 ) .