( كه جمله آغاز آيه بعد از - لا في السماء - محذوف است ، آيات زير هم به همين معنى تعبير شده است .
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
- القيامة / 1 ) .
و
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ
- الواقعة / 75 ) .
و
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ
- المعارج / 40 ) .
و
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ
- النساء / 65 ) .
و بر اين قرار شاعر ميگويد :
لا و ابيك ابنة العامرى .
او سخن عمر را كه گفته است
« لا ، نقضيه ما تجانفنا الاثم فيه » « 1 » .
به اين معنى حمل كردهاند :
روزى را در ماه رمضان افطار كرد و گمان كرد كه خورشيد غروب كرده و باز طلوع كرده ، لذا گفت نه ، قضايش را وقتى كه به گناهى در آن روز متمايل نشديم بجا ميآوريم ، چون كسى به او گفته بود - قد اثمنا - افطار ما گناه بود كه مرتكب شديم گفت - لا - گناه نبود - نقضيه - قضايش را انجام ميدهيم در حقيقت
هامش
( 1 ) ابن اثير اين مطلب را اين چنين نقل مىكند كه : « و من حديث عمر رضى اللّه عنه : و قد افطر الناس فى رمضان ثم ظهرت الشمس ، فقال نقيضه ، ما تجانفنا فيه لاثم » يعنى تمايل به ارتكاب گناه نداشتيم . ( النهايه 1 / 307 ابن اثير ) .
گويا فضاى تاريك افق در مغرب و نبودن زمان سنج و ساعت چنين اشكالى در مناطقى بوجود ميآمده و چون قصد اخطار نابهنگام در بين نبوده ، با قضاى آن روز ظن و گمان گناه بر طرف مىشود .