يعنى سهو و نسيانى كه ترا از هدفت باز دارد .
لَهْوَة - با فتحه حرف - لام - دانهاى است كه آسيابان در گردونه آسيابش ميريزد تا آرد كند و با ضمّه حرف - لام - بمعنى بخشش است كه تشبيه به همان معنى اول است :
لَهَاة - گوشت ته گلو و حلق يا بن دهان .
لات
: لَات و عزى نام دو بت در جاهليت است اصل واژه - لات - از اللّه است كه حرف - ه - حذف شده است و حرف - ت - در آن درآمده و مؤنث شده تا هشدارى و تنبيهى بر اين امر باشد تا كوتاهى معنى آن را نسبت به نام خداوند روشن كند ، بتپرستان به گمان خود آن را ديگر - تقرب و نزديكى - خدا قرار دادهاند . در آيه گفت :
وَ لاتَ
حِينَ مَناصٍ - ص / 3 ) .
اين عبارت از آيه سوم سوره - ص - است ميگويد چه بسيار مردمان مجرم و تبهكارى كه هلاك شدند و با ديدن عذاب فرياد ميزدند و حال آنكه در آن هنگام راه فرار و گريزى نيست .
فراء ميگويد تقدير معنى - لات - يعنى زمانى نيست و حرف - ت - زائد است مثل - تمت و ربت - .
علاف « 1 » ميگويد اصل - لات - لا - حرف نفى است كه حرف - ت - تأنيث
هامش
( 1 ) محمد بن هذيل بصرى از پيشوايان معتزله در بصره است كه در اين باره كتابهائى نوشته است در مناظره و جدل دستى توانا داشته با دانشمندى يهودى بنام .