در آيه گفت
اللَّهُ لَطِيفٌ
بِعِبادِهِ - شورى / 19 ) و
إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ
يوسف / 100 ) .
اين آيه كه از قول حضرت يوسف بيان شده ميگويد خداوند به خوبى و نيكوئى مرا نجات داد كه آگاهى و هشدارى است بر لطفى كه از خداوند به او رسيد در آنجا كه برادرانش او را در چاه افكندند و او مورد لطف حق قرار گرفت در مورد دريافت هدايا و تحفهها نيز واژه لطف به كار ميرود و از اين روى گفتهاند
« تهادوا تحابوا » .
يعنى به يكديگر هديه دهيد تا محبتتان زياد شود ، الطف فلان اخاه بكذا - او با هديه به دوستش لطف و محبت نمود .
لظى
: لَظَى شعله و لهيب خالص آتش است - لَظِيَتِ النارُ و تَلَظَّتْ به آتش شعلهور شد .
در آيه گفت -
ناراً تَلَظَّى
اللّيل 14 ) يا تَتَلَظَّى ، و در حالت غير متصرف اسمى است خاص براى دوزخ چنان كه گفت
إِنَّها لَظى
- معارج / 15 ) . اخگر دوزخ سوزان و فروزان است .
( اين آيه بيم و وعيدى است براى مجرمينى كه در قيامت هم مىخواهند فرزندان ، همسران ، دوستان ، برادران ، خويشان و هر كه هست براى نجات خود از عذاب خدا كنند چنان كه در دنيا هم سود خويش را بر منافع ديگران ترجيح ميدادند و آنها را فداى شهوات خود مينمودند ) .