تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

لعن

: لَعْن ، طرد نمودن و دور ساختن از روى خشم است كه در آخرت كسانى كه مشمول اين واژه هستند به عقوبت ميرسند و در دنيا از رحمت و توفيق الهى بريده و محرومند .
هامش
دادرس و شفيعى نيست و هرچه را بخواهند براى رهائى از عذاب خويش بدهند و فدا كند پذيرفتنى نيست اينان كسانى هستند كه به كيفر اعمالشان عاقبت به هلاكت ميرسند و به عذاب دردناكى كه سرنوشت كافران است گرفتار خواهند شد . » - لاعب - به كسى گفته مىشود كه بكارى بيهوده كه شايسته سودى نيست دست مىزند . رافعى در مصباح ميگويد - هر چيزى كه انسان را به بيهوده كارى سرگرم كند - مثل - شطرنج و نرد همان لهو و لعبى است كه در آيات آمده است . طريحى ميگويد - آيه -وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌيعنى اعمالى كه دنيائى است و چنان بيهودگى و بازدارندگى از اهداف متعالى در آن هست نه اينكه خود دنيا باشد زيرا كارى كه رضاى خدا در آن باشد و از امور الهى و آخرتى است با واژه - لعب توصيف نميشود زيرا - لهو و لعب - سودى بدنبال ندارد بلكه حسرت و پشيمانى از گذران بيهوده عمر در پى دارد اين آيه اميدوارى و تسليتى است براى نيازمندانى كه از متاع دنيا محرومند و در عين حال ملامت و سركوبى اغنيا و ثروتمندانى است كه به متاع دنيا عشق ميورزند و بر آنها تكيه دارند و به سود و زندگى ديگران نمىانديشند و عمل نمىكنند - ركنوا الى احطامها و لم يعلموا لغيرها - ( مصباح 2 / 247 - مجمع البحرين 2 / 168 ) مولى على عليه السّلام در خطبه 83 ميگويد - عمروعاص مرا تلعانه - يعنى شوخ طبع و بازيگوش گويد كه او دروغ ميگويد . در سوره يوسف - واژه - لعب - بمعنى بازى كودكان و گردش به كار رفته - برادران .