كى
: كَيْ بدون تشديد حرف ( ى ) بمعنى « براى اينكه » است يا علتى براى انجام كار يا چيزى ، اگر بگويند لم فعلت ؟ يعنى چرا آن كار را انجام دادى ؟ كه در جوابش ميگويند كى يكون كذا تا اينكه چنان بشود ، و واژه « كَيْلَا » براى نفى كار است در آيه گفت :
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً
- 7 / حشر « 1 » .
هامش
يا سرمايههاى مردم را براى خود گنجينه و ذخيره ميكنند اينطور بيان مىكند ميگويد :
« اى اهل ايمان بسيارى از عالم نمايان و رهبانان اموال جامعه را به باطل طعمه خود ميكنند و مردم را از راه خدا باز ميدارند ، كسانى كه زر و سيم مياندوزند و گنجينه و ذخيره ميكنند و آن سرمايهها را در راه خدا انفاق نميكنند آنها را به عذابى دردناك بشارت ده ، روز كه در آتش دوزخ و بر سر ذخائرشان گداخته ميشوند ، پيشانى و پشت و پهلوى آنها را با همان طلاها و نقرهها داغ ميكنند ، كارگزاران عذاب به آنها ميگويند ، اينست نتيجه شوم آنچه از زر و سيم براى خود ذخيره ميكرديد اكنون آتش و عذاب سيم و زرى كه اندوخته بوديد بچشيد » .
( 1 ) اين آيه كامل كننده معانى آياتى است كه در مورد تعديل ثروت و تقسيم غنائم بيان شده است و سهيم بودن محرومان را به ترتيب ذكر مىكند ، ميگويد :
غنايمى كه از كفار بدون جنگيدن سپاهيان ولى با ايجاد رعب و تسليم از سوى خداوند در دلهاى آنها پيامبرش را بر آنان مسلط نموده است . آن غنائم و اموال در شش سهم به ترتيب زير بايستى تقسيم شود :
1 - سهم خداوند كه در راه عمران و آبادى كعبه و مساجد صرف مىشود .
2 - سهم پيامبر كه خود آن را به مستحقان از نيازمندان مهاجرين مىبخشد .
3 - خويشاوندان نيازمند .
4 - كودكان يتيم و بىسرپرست كه اشاره به همان فرزندان شهداى جنگى و ساير يتيمان نيازمند است .