تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
حرف « واو » را با هم زشت دانسته‌اند و آن را به « كينونه » بر گردانده‌اند . ولى « سيبويه ميگويد اصلش » كيونونه بر وزن فنعلوله است كه بعد از ادغام كينونه و با حذف يك « ى » كنونه شده است چنان كه در واژه « ميت و ميت » حرف « ى » حذف شده و اصل ميت ميوت است . و اگر كينونه را بر هم بر اصلش تلفظ نكرده‌اند و ميت را به همين صورت گفته‌اند براى ثقيل بودن تلفظ آن است . در مورد واژه مكان گفته‌اند اصلش از فعل « كان ، يكون » است اما چون واژه « مكان » در سخن گفتن‌شان زياد به كار رفته است ، پنداشته شد كه حرف « م » در مكان جزو اصل كلمه است و لذا گفتند تمكن ، يتمكن ، تمكن ، چنان كه در واژه « مسكن » هم تمكن ، يتمكن ، تمكن ، گفته شد . اسْتَكَانَ فلانٌ : يعنى فروتنى و خضوع كرد گوئى از اين حالات به سكون و آرامشى رسيده است كه ديگر بىتابى و خوارى را ترك كرده . در آيه گفت :
فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ
- 76 مؤمنون ) . ( يعنى اگر كسانى كه از روى عناد و جهالت و طغيان ايمان به آخرت ندارند در دنيا به عذاب سختى هم گرفتارشان كنيم باز توبه و تضرع نخواهند داشت ) .

كوى

: كَوَى يعنى داغ كرد چنان كه ميگوئى « كويت الدابّة بالنّار كيّا » حيوان را با آتش علامت گذارى و داغ كردم ، در آيه گفت :
فَتُكْوى
بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ - 35 / توبه « 1 » .
هامش
( 1 ) آيات 34 و 35 سوره توبه سرنوشت نكبت بار كسانى را كه طلا و نقره .