بجز روى تو نيست محراب دل * بجز نام تو نيست تكرار من
مكن سرگرانى كه تدبير نيست * ببازوى عقل سبكسار من
نه آخر نزارىِّ زارِ توام * ببخشاى بر نالهء زار من
* *
تا در جهان پديد بود سرو قامتى * ما را ز عاشقى نبود استقامتى
مستيم تا بروز قيامت ز جام عشق * بل گر بود ز بعد قيامت قيامتى
هم دوستان دهند بشفْقت نصيحتم * هم دشمنان كنند برغبت ملامتى
دى شحنه گفت رو بسلامت فرونشين * تا برنخيزد از تو بهرسو علامتى
گفتم كه مرد عاشق ازين بند فارغست * كاندر بلاى عشق نباشد سلامتى
گفتا غرامتت بستانم كه عاشقى * گفتم چه صعبتر ز جدايى غرامتى
آنها كه از مجاهدهء عشق واقفند * به زين كنند در حق عاشق كرامتى
فرياد كاز نديمى نامحرمان عشق * هرلحظه مىرسد به نزارى ندامتى
* *
در مذهب عاشقان قرار دگرست * در سر مى عشق را خمارى دگرست
هر علم كه در مدرسه حاصل كرديم * كارى دگرست و عشق كارى دگرست
*
اى دل چو به دو نيك جهان در گذرست * شادى كن و غم مخور كه دنيا سمرست
سركشتگى من و تو از چرخ مدان * كاوهم ز من و هم ز تو سرگشتهترست
*
ما كافر عشقيم مسلمان دگرست * ما مور ضعيفيم سليمان دگرست
از ما رخ زرد و جامهء پاره طلب * بازارچهء قصبفروشان دگرست
*
بر درگَهِ عشق گر مرا بارافتد * كارى بكنم كه پرده از كار افتد