تخلّص و لقب شعرى به كار مىبرده است « 1 » .
جدّ و پدر مولانا حسن از كاشان بودهاند ليكن چنان كه نوشتهاند مولد و منشاء و مسكن او آمل طبرستان است و او درينباره نيز اشاراتى دارد « 2 » .
حسن بنابر تصريح دولتشاه سمرقندى معاصر سلطان محمد خدابنده ( 703 - 716 ) بوده است و بنابراين بايد قاعدة ولادت و قسمتى از زندگانى وى در قرن هفتم بوده باشد و بسبب عدم اطلاع از تاريخ وفاتش نمىتوان معلوم كرد كه چند سال و چه مدّت از قرن هشتم را درك كرد . ترجمهء احوالش هم باختصار تمام در مآخذ آمده و اين نكته مسلّم است كه او ذوق خود را وقف مدّاحى خاندان رسالت كرده و از مدح اين و آن معترض بوده است « 3 »
هامش
( 1 ) - :ز اهتمام تو باشد كه طبع كاشى مسكين * همى فشاند ازينگونه درهاى معقد
چو كاشى آنكه شناسد حيات خود زين شعر * نظر كند سوى دنيا به چشم استخفاف( 2 ) - :مسكن كاشى اگر در خطهء آمل بود * ليكن از جد و پدر نسبت بكاشان مىرسد
ز خاك خطهء آمل سزد اگر كاشى * كند ز غربت و دورى خويش از تو ملال*محنت دل با كه گويم زانكه در مازندران * نيست كس را از بلاى خويشتن پرواى من
كاشى اصلم آملى مولد حسن نامى كه هست * همچو حسان از مناقب صدر جنت جاى من
كمترين مملوك حيدر كاشيم كز فضل او * در سخن بالاتر از عيسى است استعلاى من*مولد من آمل و آبشخورم مازندران * از ره جد و پدر نسبت بكاشان مىرود*كربلاى من شد آمل زآنكه نان من در او * تنگتر ز آبيست كآن بر آل حيدر كردهاند( 3 ) - :منم كه يرلغ طبعم بدار ملك بقا * نوشتهاند بمداحى محمد و آل-