تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
*
مستان چو هواى در ميخانه كنند * پيمان شكنند و عزم بتخانه كنند كاشانه به آب چشم ساغر گِل كن * ز آن پيش كه از گل تو كاشانه كنند
*
چون سوز غم تو از جهان برخيزد * از هستى ما نام و نشان برخيزد بر خاك سر كوى تو رفتيم بباد * تا خود چه غبار ازين ميان برخيزد
*
تا كى چو مسيح دم ز طاعات زنيد * يا همچو كَليم لاف ميقات زنيد خيزيد و بمى خاك مرا گل سازيد * وآنگه ز گلم خشت خرابات زنيد
*
خون شد جگرم ز دل كه خون باد اين دل * پيوسته چو بخت من نگون باد اين دل از دست دل از پرده برون افتادم * كز پردهء عافيت برون باد اين دل

42 - عصامى « 1 »

خواجه عبد الملك عصامى از شاعران پارسىگوى هند در قرن هشتم هجرى است كه در دربار پادشاهان مسلمان آن ديار در دهلى و سپس در دولت‌آباد بسر مىبرده است .
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به اشارات مختلف شاعر باحوال خود و نياكان خود در منظومهء فتوح السلاطين كه بسال 1948 در مدرس بتصحيح آقاى اوشا (Usha) و مقدمه‌يى كه برآن نوشته است ، بطبع رسيد .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 915 | ذبيح الله صفا