39 - بدر چاچى
فخر الزّمان بدر الدين محمّد چاچى از شاعران قرن هشتم هجرى است كه در هندوستان شهرت يافته و آثار او در ايران رواجى نداشته است . وى خود نام و نسبت خويش را در اشعارش بصورتهاى مختلفى آورده است مانند : « بدر چاچى » و « بدر » و « چاچى » و « فخر الزّمان » و از آن اشارات معلوم مىشود كه لقب فخر الزّمان را سلطان محمد بن تغلق بوى داده بود « 1 » .
ولادت بدر در چاچ ، ناحيهيى در آنسوى سيحون كه قصبهء آن بناكت بوده است ، اتفاق افتاد . از كيفيت زندگانى و تحصيلاتش در زادگاه وى خبرى نداريم و همينقدر معلومست كه او ظاهرا در اوان جوانى بهندوستان رفت و در دستگاه سلطنت امراى تغلقيّه كه خود بدر غالبا آنانرا « آل بهرام » مىنامد « 2 » ، وارد شد و به سلطان ابو المحامد محمد شاه بن تغلق ( 725 - 752 هجرى ) اختصاص يافت .
دربارهء اين محمد بن تغلق پيش ازين در جاى خود سخن گفتهايم « 3 » و مىدانيم كه او پادشاه مقتدرى بود كه مشكلات فراوانى را كه از اطراف براى دولت مماليك دهلى
هامش
( 1 ) -چاچى كه لفظ او شكر افشانتر از منست * در باغ مدح طوطى نغمتسراى ماست
ز مدحت در دهان اهل معنى * زبان بدر چاچى شكر انداخت
بدين در بدر چاچى را سخن شيرين غلامى دان * اگرچه خسرو عادل كند فخر الزمان نامش
قمطرهء شكرست اينكه بدر چاچى گفت * سميطهء درر است اينكه سفت فخر زمان( 2 ) -قبهء چتر سياه آل بهرام اين زمان * بر سر ديوان هفتم طارم كيوان رسيد
رخ خورشيد ز آن سرخست كاو خورشيد انور را * تشبه كرد با چتر سياه آل بهرامش . . .( 3 ) - همين كتاب و همين جلد ص 25