اينك نمونههايى از اشعار او :
« 1 » رويست يا رب ياسمن بويست يا خود ياسمن * ز آن روى اگر بويى بَرَد رنگ آورد گل در چمن
اى گل غلام روى تو در خط زرنگ و بوى تو * فرقى ندارد موى تو يك موى از مشك ختن
سيمين بناگوشت ز زر گلگونه دارد پر دُرَر * گويى كه نسرين را مگر در سايه دارد نسترن
در نرگست نيرنگ بين مستان شوخ شنگ بين * آن روى آتش رنگبين بربوده آب ياسمن
شيرينتر از جان نام تو و آن تلخى دشنام تو * خدّو قدو اندام تو يعنى گل و سرو و سمن
از من بحقّ چارقُل « 2 » كايدر مچين دامن بكُلّ * يكبارگى درنه چو گل بر خود بدرم پيرهن
اى درد و درمان رهى چندين چه درد دل دهى * مىنايدم بوى بهى الّا از آن سيب ذقن
اى نوبهار جان اگر خود نقش بندد يك سحر * روى ترا بلبل دگر در باغ نگشايد دهن
زد بلبل اندر باغ نَى بر گل ز شبنم ديد خَوى * گفتست بارى كيست دَى گو آب بر آتش مزن
گو چشم مستت خواب كن نى غمزه را در تاب كن * گل را در آتش آب كن از روى برقع برفكن
لطفى بكن با دوستان بگذر ميان بوستان * تا گم شود سرو روان تا شرم دارد نارون
سوز سخن بسيار شد ، ناليدن نىزار شد * نُه چشمِ موسيقار شد هر هفت عضوم در بدن
ساقى سخن كوتاه كن مى باروان همراه كن * ياد از جناب شاه كن چندين مگوى از خويشتن
شاه سليمانى نگين سلطان عادل فخر دين * فرمانده روى زمين شاهنشه دور ز من
آن زينت ديهيم و گاه آن فخر آل كرت شاه * آن خسرو كشور پناه آن رستم لشكرشكن . . .
* * ابيات ذيل از « كارنامه » ربيعى است كه در زندان ملك فخر الدين ساخته و در آن كيفيت دستگير شدن و بزندان افتادن خود را با شرحى از زندانبانان وصف كرده و تقاضاى عفو و رهايى نموده است . فصيح خوافى كه اين منظومه را در دست داشته
هامش
( 1 ) - اين قصيده بتمامى در مونس الاحرار نقل شده است .
( 2 ) - چار قل يعنى چهار سوره كه به « قل » شروع مىشود