17 - بدر جاجرمى « 1 »
ملك الشعراء بدر الدين بن عمر جاجرمى از شاعران معروف قرن هفتم هجرى است .
دربارهء اسم او ( بدر الدين ) نظر باشارات پياپى پسرش محمد در مونس الاحرار بحثى نمىماند ، اما اسم پدرش « عمر » گاه در اشعار او بطريق اضافهء ابنى « بدر » به « عمر » ( يعنى : بدر عمر ) ذكر شده است « 2 » . انتساب او به « جاجرم » خراسان نيز از اشعارش بكرّات معلوم مىشود « 3 »
هامش
( 1 ) - دربارهء او اطلاعات چندانى از كتب تراجم برنمىآيد ، رجوع شود به :
* تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ص 243 - 244
* مجمع الفصحاء هدايت ج 1 ص 168 - 169
* لطايف الطوايف متن و حاشيهء ص 258 ، 259 ، 288
* صحف ابراهيم نسخهء عكسى كه در اختيار نگارندهء اين اوراقست ( ص 90 )
* آتشكدهء آذر چاپ بمبئى ص 71 - 72
* هفت اقليم امين احمد رازى نسخهء خطى
* الذريعه ج 9 ص 128
* مونس الاحرار محمد بن بدر جاجرمى موارد مختلف
* تاريخ مفصل ايران در عهد مغول ، مرحوم عباس اقبال ، چاپ دوم ص 537 - 538
( 2 ) - :نيست خالى ز ثناى تو دمى بدر عمر * آفريدند مرا بهر ثناى تو مگر . . .
گفتم بلطف بدر عمر را قبول كرد ؟ * گفتا كه رستى از غم و انديشه و محن( 3 ) - :منزها صمدا گرچه بدر جاجرمى * طريق جهل سپرد و گناه كرد مدام
چون بدر جاجرمى نهان دارد گناه بىكران * از حق بخواه اى كامران جرم و گناه آن گدا
بفر تربيتت شعر بدر جاجرمى است * يكى چو عقل متين و يكى چو جان شيرين