از راه اعتماد بر قول مرحوم ادوارد برون در گنج سخن ( جلد دوم ) دربارهء سال وفات امامى آوردهام غلط است .
امامى از جملهء شاعران بزرگى است كه در قرن هفتم شيوهء شاعران مشرق و حتى زبان و غالب تركيبات و مضامين شعرى آنان را در نظم قصايد خود حفظ كرد و مانند غالب آنان مدّاح زبردست و غزلسراى خوشسخنى است و در عين حال بنابر ذوق اهل زمان گاه ببيان خود چاشنى عرفان مىدهد زيرا خود در مراحل سلوك سير مىكرد و در راه فقر غاشيهء سلطان اوليا زين الدين پيرهند را بر دوش مىكشيد .
از ديوان وى كه شامل مدايح سلاطين و امرا و وزراء عهد در هرات و كرمان و اصفهانست ، نسخى در دست است و تا حدود دو هزار بيت يا اندكى بيشتر شعر از قصيده و غزل و رباعى و قطعه و ترجيع و تركيب دارد ؛ و اثر ديگر او رسالهيى است بتازى در شرح قصيدهء ذو الرمّه ( ما بال عينك منها الماء ينسكب ) . ازوست :
ترك من پوشد ز آتش پرنيان بر روى آب * ماه من بندد ز سنبل سايبان بر آفتاب
سنبل او مهر پرور مهر او سنبل پناه * آب او در عين آتش آتش او عين آب
پيش آب و آتش رخسار و تاب سنبلش * همچو سنبل پر ز پيچم همچو آتش پر ز تاب
جزع و لعلش را روا باشد كه گويى كردهاند * از صحيح سِحر و قانونِ لطافت انتخاب
لعل اوراح است و خون ديدهء من زو مدام * جزع او مست است و دل در سينهء من زو خراب
نرگس پيمانشكن در سايهء مشكين هلال * غنچهء شكّرفشان پيرايهء دُرّ خوشاب
جز خيال جزع مست و لعل خونخوارش نديد * آسمان گِردِ جهان چندانكه گشت اندر شتاب
اى ز غنچه نرگست هم مست مى هم مست سحر * وى ز لاله سنبلت هم پر ز چين هم پر ز تاب
سنبلت خورشيد ساى و نرگست سحرآزماى * غنچهات ياقوت پيكر لالهات عنبر نقاب
ماه گردون هر زمان از مهرِ ماهِ روى تست * همچو مهر از راىِ خورشيد زمين در اضطراب
آصف جمشيد دولت صاحب خسرو نشان * پيشواى ملك و ملت دستگير شيخ و شاب
آسمان داد فخر الملك شمس الدين كه نيست * آسمان را پيش پاىِ قدرِ او وَقعِ تُراب