تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كتابهاى فارسى و در زمرهء اصطلاحهاى ادارى و نظامى به كار رفته است ، درين اوراق مذكور افتد ، و براى آنكه شواهدى از استعمال اين واژه‌ها در نظم پارسى داده شود بنقل ابيات ذيل اكتفا مىشود و براى اطلاع از كيفيت استعمال اين كلمات در متون منثور قرن هفتم و هشتم بهتر آنست كه بكتابهاى آن عهد مراجعه شود زيرا بسبب وفور استعمال نقل شواهدى از آنها امرى زائد به نظر مىرسد .
كجا به منزل وصلت رسم چو اندر راه * اولاغ عمر سقط مىشود بهر فرسنگ
( سيف فرغانى )
حاكمان در دَم ازو قُبجُر و تَمغا خواهند * عنكبوت ار بنهد كارگَهِ جولاهى
( سيف فرغانى )
بسان اسبِ اولاغند مردم سفرى * نه چشم بسته و سرگشته همچَو گاوِ عَصار
( سعدى )
سلطان روم و روس بمنّت دهد خراج * چيپال هند و سند به گردن كشد قَلان
( سعدى )
بصدر صاحبِ ديوانِ ايلخان نالم * كه در اياسهء او جور نيست بر مسكين
( سعدى )
منم كه يَرلِغِ طبعم بدار ملكِ بقا * نوشته‌اند بمدّاحىِ محمّد و آل
( حسن متكلّم )
تا گردنان روى زمين منزجر شدند * گردن نهاده بر خطِ فرمانِ ايلخان
( حسن متكلّم )
نور مصباح دل بيناى من * از طريق اصطلاح آقاى من آلتمغا شد كه آغا تا بكيل * باز بيند جمع و خرج اردبيل پنجم ماه صفر با نوكران * در ركاب صاحب صاحبقران