6 ) حصر مبادى 7 ) پارهيى مسائل دشوار ، نوشته و بقول خود خواسته است : بسبب اعتقادى كه مردم باصابت نظر بو على داشتند بهترين مقولات نجات و شفا و تعليقات را برگزيند و خطاهاى او را در آن موارد اثبات كند . ايرادات شهرستانى را خواجه نصير الدين طوسى در كتاب مصارع المصارع جواب گفته است . وى در كتاب الملل و النحل نيز شرح مشبعى دربارهء فلاسفه و مبانى نظريههاى آنان آورده و بدين سبب كتاب او در عين آنكه يك كتاب كلامى است ارزش فلسفى بسيار دارد . بيهقى « 1 » از مجلس مناظرهيى كه بدعوت امام ابو الحسن بن حمويه دانشمند بزرگ قرن پنجم ميان او و شهرستانى با حضور چند تن از افاضل ترتيب يافته بود ، سخن گفته و از فحواى سخن او ضعف شهرستانى در بحثهاى فلسفى برميآيد .
در نيمهء دوم قرن ششم هجرى يكى از بزرگترين فلاسفهء عالم در ايران ظهور كرد چنان كه تنها بوجود او ميتوان قرن ششم را يكى از مهمترين ادوار تاريخ فلسفه بشمار آورد . وى شهاب الدين ابو الفتوح يحيى بن حبش بن اميرك السهروردى فيلسوف بزرگ ايرانست كه بسال 549 در سهرورد ولادت يافت و بسال 587 در حلب بفرمان صلاح الدين ايوبى و بتحريك متعصبين بقتل رسيد . البته او را نبايد با شهاب الدين عمر سهروردى عارف مشهور كه پيش ازين ذكر او را آوردهايم اشتباه كرد .
شهاب الدين يحيى سهروردى را غالبا « شيخ اشراق » يا « المقتول » يا « شهيد » نيز مينامند .
اين فيلسوف بزرگوار حكمت و اصول فقه را نزد شيخ مجد الدين الجيلى استاد فخر الدين محمد رازى در شهر مراغه آموخت و در علوم حكمى و فلسفى او حد زمان و سرآمد دوران گرديد و به قوت ذكاء و حدّت ذهن و پاكدلى و نيكانديشى بر بسيارى از حقائق راه جست و به همين سبب او را « المؤيد بالملكوت » لقب دادند و چون در بسيارى از موارد با قدما خلاف انديشيده و على الخصوص در اصطلاحات خود از الفاظ و اصطلاحات دينى زرتشتى بسيار استفاده كرده است ، متعصبان قوم او را بالحاد متهم داشته و علماء حلب خون او را مباح شمردند . صلاح الدين ايوبى فرمانرواى مصر و شام فرمان داد او را بقتل رسانند و او در حبس سلطان در پنجم ماه رجب سال 587 خفه شد در حالى كه از عمر او بيش از
هامش
( 1 ) - تتمة صوان الحكمة ص 138 - 139