تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
از مشهورترين حكما و فلاسفهء ايران در اوايل اين دوره حجة الحق حكيم ابو الفتح عمر بن ابراهيم الخيام ( - الخيامى ) النيسابورى بوده است . وى حكيم و رياضىدان و منجم بزرگ عهد خويش بود ليكن امروز بيشتر او را بعنوان يك شاعر استاد زبان فارسى ميشناسند و به همين سبب شرح احوال او را در زمرهء شاعران خواهيم آورد . وفات او در 509 يا 517 اتفاق افتاد « 1 » . خيام بآثار ابن سينا تعلق خاطر بسيار داشت و بيهقى او را در اجزاء علوم حكمت تلو ابو على دانسته است « 2 » با اين فرق كه در تعليم و تصنيف بقول بيهقى ضّنت داشت و بعقيدهء ما شايد چندان بدين دو كار ميلى نشان نمىداد . از آثار فلسفى او رسالاتى در طبيعيات و رساله‌يى در « وجود » و رساله‌يى در « كون و تكليف » و رساله‌يى در حيز و وجود و رساله‌يى در معراج است كه از همه نسخى در دست داريم . وى خطبة الغراء بو على را نيز به فارسى ترجمه كرده كه نسخ آن موجود است . خيام آثارى در رياضيات نيز دارد كه بعد از اين ذكر خواهد شد . فيلسوف و پزشك بزرگ و معروف ديگرى كه در اين عهد شهرت داشت اوحد الزمان ابو البركات هبة الله بن على بن ملكا البلدى يا البغدادى ( م . 547 ) صاحب كتابهاى مشهور المعتبر و كتاب النفس و كتاب التفسير است و گويا اين كتاب اخير تفسير كتاب النفس ارسطو باشد . وى ابتدا بر دين يهود بود ولى در جنگ ميان المسترشد باللّه خليفه با سلطان مسعود سلجوقى باسارت قواى مسعود درآمد و از بيم او قبول اسلام كرد « 3 » . ابو البركات همچنانكه قبلا گفته‌ايم از مخالفان بزرگ بو على بود . علاء الدوله فرامرز بن على بن فرامرز پادشاه ديلمى يزد كه از اعقاب علاء الدولهء كاكويه بوده ، به ابو البركات اعتقاد بسيار داشته ، و عقايد او را تأييد مىكرده است . ابن شاهزاده خود مردى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مقالهء « راجع باحوال حكيم عمر خيام نيشابورى » بقلم مرحوم عباس اقبال . مجلهء شرق ص 466 ببعد ( 2 ) - تتمة صوان الحكمة ص 112 ( 3 ) - دربارهء احوال او رجوع شود به تتمة صوان الحكمة ص 150 - 153 و 110 - 111 و مفتاح السعادة ج 1 ص 249 - 250