اسمعيل بن قاسم ( م . 211 ) كه از موالى ايرانى « 1 » و از مقدّمان مولدين و در شعر عربى مانند دو شاعر مذكور داراى اثر بزرگ بوده است . وى در مدح و غزل و وعظ استاد است و از كسانيست كه در توسعهء مفاهيم و مضامين شعر عرب بسيار مؤثر بود .
ديگر المتوكلى ابو اسحق ابراهيم بن ممشاذ اصفهانى است . وى از جى اصفهان بود و مدتى سمت كتابت متوكل را داشت و در كتابت عربى در عهد خود بىنظير و در فصاحت مثل بوده است . ابراهيم بن ممشاد بعد از متوكل از مصاحبت اولاد او كناره گرفت و بيعقوب بن ليث صفار پيوست و بعضى گفتهاند كه در ايام معتمد بعنوان رسالت نزد يعقوب رفت و يعقوب ليث او را نزد خود نگاهداشت و بنابر مشهور المتوكلى از جانب يعقوب قطعهء مشهور « انا ابن الاكارم من نسل جم . . . » را براى خليفه فرستاد « 2 » .
از گويندگان ديگر عربى كه تعلّقى بنژاد ايرانى داشته ابان بن عبد الحميد ابن لاحق است كه بعضى از كتب منقول از پهلوى به عربى را مانند كتاب كليله و دمنه ، بلوهر و بوذاسف ، سندبادنامه و كتاب مزدك بشعر عربى درآورد .
بر شاعران ايرانىنژاد اين عهد بايد شعرائى را كه از نژاد عرب بوده ولى در محيط ايرانى تربيت شدهاند افزود . اينان كسانى بودند كه در ايران و عراق زندگى ميكردند و با ايرانيان معاشرت داشته يا تحت تأثير آثار منقول ايرانى و تمدن اين قوم واقع بودهاند مانند طرمّاح و كميت و ابو النجم الراجز و جرير و فرزدق و بحترى « 3 »
هامش
( 1 ) - وى از موالى عنزة بن اسد بن ربيعه بود . از اين شعر وى موالات و انتساب بعجم آشكار است :ادالب انت فى العرب * كمثل الشيص فى الرطب
هلمّ الى الموالى الص * يد فى سعة و فى رحب
فانت بنا لعمر الل * ه اشبه منك بالعربشيص : خرماى پست . اصيد : كسى كه سر از كبر برافرازد
( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 28
( 3 ) - با آنكه بحترى نژاد ايرانى ندارد قصيدهء سينيهء وى در مدح نژاد ايرانى و تأسف بر خرابى مداين است : -