تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
حبّذا آن روضه و آن بقعهء جنت‌نظير * مثل آن جايى نديده ديدهء ليل و نهار طاق كسرى شد شكسته پيش آن عالىبنا * مىشود ظاهر ز صنعش قدرت پروردگار منزل قدوسيان و مهبط فيض خداست * باد دائم قبلهء حاجات اهل روزگار سال اتمامش نويسم از برايت عام‌فهم * تا در استدراك آن مطلق نباشد انتظار در هزار و يكصد و تسعين هجرى شد تمام * آن عمارات مزار شهريار كامكار دل‌فزاتر از گلستان ارم اندر جهان * هست باغ مدفن شاهنشه پرهيزكار قدسيان از بوى گل كردند دايم تر دماغ * بشكفد گل باغ باغ از رحمت آمرزگار نهرهاى باغ روضه مثل آب سلسبيل * مىرود زير درختان در ميان جويبار مىشود مجرم در آنجا پاك از لوث گناه * زان كه هست آنجا هميشه ابر رحمت فيض‌بار يا الهى از عنايات عميم خود مدام * نور رحمت در ميان روضهء انور بدار ساز روح پرفتوحش را غريق مغفرت * تا كه باشد در تموّج بحر فضل و اغتفار