تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩

[ ديباچه ]

بسم اللّه الرحمن الرحيم حمد و ثناى متكاثر لا يتناهى مخصوص ذات شاهنشاهى است كه تشريف شريف
« فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا »
به طوايف بنى نوع انسان پوشانيده و ستايش و سپاس افزون از قياس سزاوار پادشاهى است كه ديهيم
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
بر مفارق مفاخر فرق بشر نهاده ، و تاجداران اقاليم جهان را با فرّ فرمان‌روايى سرافراز گردانيده ، و تخت‌نشينان عالم ناسوت را به منصب جليل سلطنت و جهانبانى و شغل نبيل خلافت و كامرانى عزّ امتياز بخشيده :
به ملكستان گيتى هركه شاه است * رعيت‌زادهء آن پادشاه است اگر چتر است اگر تاج است و گر تخت * ازو يابند شاهان قوىبخت
دردكشان مصطبهء هوا و مخموران ميكدهء هوس را به كدام سامان حالت درك كنه كبريايى اوست و چه اسباب قابليت دريافت شمه‌اى از الوان الاى والاى او ؟ ديدهء ديد صاحب‌نظران در كتابه‌خوانى ايوان رفيع الاركان معرفتش مستور پرده غبار ، و زبان فصحاى بلاغت‌نشان در اداى حمد و سپاس نعماى بىمنتهاى جود و مكرمتش محبوس كام عجز و انكسار است :
به ذاتش نبرده است پى عقل كل * چراغ طلب گشته در راه ، گل تخيل كجا در كمالش رسد * زبان كى به وصف جلالش رسد چه جايى كه اين بندهء بىزبان * تواند كند شكر نعماى آن