مقدمهء مصحّح
به نام خداوند جان و خرد از ديدگاه شيوههاى نگارش ، متون تاريخى زبان فارسى درى به سه شيوه نگاشته شده است . نثر مرسل ساده ، مرسل عالى و نثر فنّى يا مصنوع و متكلّف . هريك از اين سه شيوه نيز مراتب و درجاتى دارد كه در سير تاريخى آن از نثر مرسل ساده تا نثر فنّى و آراسته ديده مىشود .
سدههاى چهارم و پنجم هجرى دوران رواج نثر ساده تا نثر مرسل عالى است كه مهمترين ويژگىهاى آن را مىتوان اينگونه برشمرد : سادگى ، روانى كوتاهى جملات و پيوستگى زنجيروار آن از نظر تسلسل معنايى و مطابقت الفاظ با معانى ، تكرار افعال مخصوصا فعلهاى ربطى ، قرار داشتن اركان جمله در جاى طبيعى خود ، تقديم و تأخير اركان جمله به سبب تأكيدى كه به ركن مقدم بازمىگردد ، خالى بودن نثر از كلمات مترادف و فارغ بودن آن از آرايشهاى ادبى چون سجع و جناس و توازن و صنايع لفظى و معنوى همچون تشبيه ، استعاره ، كنايه و مجاز ، مگر آنچه كه در تداول عامه و در زبان بهطور طبيعى وجود داشته است و گوينده و خواننده بدون توجه بدانها آنها را به كار مىبردهاند . آيات و احاديث نيز در اين نثرها غالبا در پايان جملات و خارج از اركان جمله آورده مىشده است و غرض از آنها تأييد و تكميل و استشهاد بوده است بههمين دليل در زنجيرهء نحوى جمله جاى نداشته است . شعر نيز