تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و محو خواهد گرديد و هيچ نحو اذيت و ضرر نخواهد رسيد . مشار اليه به ملاحظهء تقصيرات خويش كه شاهرخ را به جسارت صريح خلع از سلطنت نموده به محبس نشانيده و ميرزا سيد محمد را به جاى او منصوب و شاه را كور گردانيده بود ، از اين سخنان در مقام اطمينان نيامده ، آمدن در خانهء شاه قبول نكرد . يوسف على خان خود متوجه شده و توپ‌ها را از ميدان چارباغ كشيده برده به خانهء مير علم خان بست . گلولهء توپ به حوالىاش رسيده ديوار عمارت را شكست و توپ دويم را توپچى در صدد سردادن بود كه مير علم خان فكر گريختن نمود و به ملازمان خود فرمود كه درها را بگيرند و احتياط نمايند ، مبادا كه جلايران درآيند . اين را گفته و طلسمى از تذوير بسته خود از دروازهء غيرمعروف برآمده راه گريز پيش‌گرفت . يوسف على خان خبر يافته به تعاقب شتافت و هرچند تعجيل به كار برد ، اثرى از او نيافت . از جايى كه رسيده بود برگشته و ارقام از زبان شاه و خطوط از جانب خود به سركردگان اعراب و كدخدايان اولكاى تون و قاين نوشته و روانه نمود كه مير علم خان مصدر تقصيرات نسبت به جناب شاهى گرديده و راه فرار گزيده ، هرجا كه وارد گردد و پيش هركه رسد ، او را دستگير كرده به خدمت اشرف بفرستد ؛ و الّا به شامت حمايت او داخل گناه‌كاران و مورد غضب و سخط پادشاه زمان خواهند گرديد و به سزاى جريمهء نافرمانى و عصيان خواهند رسيد و اگر به قلعهء سربيشه كه مأوا و مسكن اوست ، رفته متحصّن شود ، سركردگان اعراب جمعيت كرده بر سرش بروند و به محاصره پرداخته و دايره بر او تنگ ساخته از آنجا برآورده به مصحوب مستحفظان معتمد روانهء بارگاه سلطنت بنيان نمايند . چون معلوم شد كه مير علم خان به حصار سربيشه رسيده تحصن جسته است ، اعراب به موجب نوشتهء يوسف على خان و ارقام پادشاهى قشون فراهم كرده و در آنجا رفته قلعه را محاصره كردند و عرصهء آسودگى بر او تنگ آوردند ، چنانچه مير علم خان عاجز و ناچار شده ، معصوم خان برادر خود را پيش شاهرخ فرستاده معذرت‌خواهى نمود كه من از خجالت و ندامت روى جبهه‌سايى عتبه خلافت ندارم ، اميدوارم كه غايبانه عفو تقصيرات شود ، برادرم در خدمت بر آستان دولت حاضر باشد ؛ كه شاه اين عرض را به صواب‌ديد يوسف على خان پذيرا شده ، معصوم خان را به‌دست رستم خان گرجى كه غلام شاه و قلعه‌دار ارگ ارض اقدس بود ، حواله فرمود كه در ارگ برده با احتياط نگاه دارد .