تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
محمود را در رى بيان مىكند و مىنويسد : « . . . و بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند و بهرى را در پوست گاو دوخت و به غزنين فرستاد و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه از سراىهاى ايشان بيرون آورد و زير درخت‌هاى آويختگان به‌فرمود سوختن . » « 1 » فرّخى با شقاوت و بىرحمى بسيار ، محمود را به انجام اين فجايع تبليغ و تحريض مىكند :
رى را بهانه نيست ببايد گرفت پس * وقت است اگر به جنگ سوى رى كشد عنان اينجا همى يگان و دوگان قرمطى كشند * زينان به رى هزار ببايد به يك زمان غزوى « 2 » است آن بزرگتر از غزو « 3 » سومنات * روزى مگر به سر برد آن غزو ناگهان بستاند آن ديار و ببخشد به بنده‌يى * بخشيدن است عادت و خوى خدايگان

نمونه‌يى ديگر از تحديد عقايد و افكار

« در قرنى كه غزّالى مىزيسته ، ابن عقيل ( متوفى به سال 513 ) معروفترين متكلم حنبلى بغداد بوده است . در سال 461 شريف ابو جعفر وى را متّهم كرد كه از تعليمات ابن وليد معتزلى ( متوفى به سال 478 ) شاگرد قاضى عبد الجبّار و ابو الحسن بصرى پيروى مىكند ، اتّهام ديگر وى هواداريش از عقايد حلّاج بود ؛ بالاخره در سال 465 ابن عقيل به طور علنى اظهار ندامت نمود و توبه كرد . ابن عقيل در توبه‌نامه‌يى كه متن آن محفوظ باقى مانده و اصيل به نظر مىرسد ، روابط خود را با معتزله قطع و از معاشرت با ابن وليد اظهار پشيمانى مىكند و مشروعيّت قضاوت علماى شرع را در مورد محكوميت حلاج به رسميّت مىشناسد . در اين توبه‌نامهء ابن عقيل به طور كلّى ، هرگونه بدعتى را محكوم مىنمايد
هامش
( 1 ) . نقل از كتاب مجمل التواريخ و القصص . ( 2 ) . جنگ مذهبى . ( 3 ) . جنگ مذهبى .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 69 | مرتضى راوندى