تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
كسى با اين كه ممكن است توبه‌اش نزد خدا مقبول باشد ، بايد براى عبرت ديگران كشته شود ، ولى زن مرتدّ را نمىكشند ، بلكه حبس مىكنند و هرروز هنگام غروب او را مىزنند ، تا توبه كند .

برخورد با اهل كتاب

در حديث آمده است كه رسول خدا فرمود « يهود و نصارا را از جزيرة العرب بيرون خواهم كرد و جز مسلمان كسى را در آن باقى نخواهم گذاشت . » و نيز گفت : « يهود و نصارا را در شهرهاى خود سكنى ندهيد ، مگر اينكه مسلمان شوند و هركس پس از مسلمانى از آن برگردد ، گردنش را بزنيد . » يكى از وظايف محتسب ، مراقبت در انجام تعهّدات اهل ذمّه بود ، به اين ترتيب بايد شروطى را كه به عهده گرفته‌اند عمل كنند ؛ فى المثل در نامه‌هايى كه اهل ذمّه به عمر بن خطّاب نوشته بودند ، حدود و قيودى كه به عهده گرفته‌اند قابل توجه است :

تعهدنامه نصارا

« نامه‌يى است به بندهء خدا عمر بن خطّاب امير مؤمنان از نصاراى شهر فلان . . . تعهد مىكنيم كه در شهرهاى خود و اطراف آن‌ها كليسيا و دير و قلايه ( نوعى معبد ) و صومعهء راهب نسازيم و هركدام كه خراب شود مرمّت نكنيم و در سرزمينهاى مسلمانان نيز بدين كار نپردازيم ، چه در شب و چه در روز ، و نيز تعهد مىكنيم كه اگر مسلمانانى بر ما مهمان آيند سه شب به فراخى از ايشان پذيرايى كنيم ، و در كليساها و خانه‌هاى خود جاسوسى را جاى ندهيم و جاسوسى بر مسلمانان نگماريم ، و به فرزندانمان قرآن بياموزيم ، و شرع خود را آشكار نكنيم و اگر كسى از خويشاوندان ما روى به اسلام بياورد ، او را باز نداريم ، و مسلمانان را گرامى بداريم و در مجالس خود به احترام آنان برخيزيم ، و در لباس و كلاه و عمّامه و كفش . . . بدانان تشبّه نكنيم . . . ، و به اسب سوار نشويم و سلاح برنگيريم . . . ، موى جلو سر را بتراشيم و زنّار در كمر نبنديم ، و بر مردگان خود به بانگ بلند زارى نكنيم و جز اين‌ها . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) . آئين شهردارى يا معالم القربه ، ص 35 - 37 .