پستى و بالايى گيتى فزونست اى « حبيب » * در خم و پيچ طريقِ عمر ، هموارى مجوى
حبيب يغمايى
*
گر به تو افتدم نظر ، چهرهبهچهره روبهرو * شرح دهم غم تو را ، نكتهبهنكته موبهمو
از پى ديدن رخت ، همچو صبا فتادهام * خانهبهخانه دربهدر ، كوچهبهكوچه ، كوبهكو
مىرود از فراق تو ، خون دل از دو ديدهام * دجلهبهدجله ، يمبهيم ، چشمهبهچشمه ، جوبهجو
دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرين خطت * غنچهبهغنچه ، گلبهگل ، لالهبهلاله ، بوبهبو
ابرو و چشم و خال تو ، صيد نموده مرغ دل * طبعبهطبع و دلبهدل ، مهربهمهر ، خوبهخو
مهر تو را دلِ حزين بافته بر قماشِ جان * رشتهبهرشته ، نخبهنخ ، تاربهتار و پوبهپو
در دل خويش « طاهرا » گشت و نديد جز تو را * صفحه به صفحه لابهلا ، پردهبهپرده ، توبهتو
طاهرهء قزوينى
* گويند ناصر الدين شاه چون بر حسن و جمال طاهره وقوف يافت ، از او خواست كه به جمع زنان حرم درآيد ، ولى طاهره كه دنبال هدفى اجتماعى بود ، اين پيشنهاد را نپذيرفت و در پاسخ سلطان وقت گفت :
تو و تخت و تاج سكندرى * من و رسم و راه قلندرى
اگر اين خوش است تو درخورى * وگر اين بد است مرا سزا
*
اگر آن صنم ز ره ستم پى قول من بنهد قدم * لقد استقام بسيفه و لقد رضيت بما رضى
سحر آن نگارِ ستمگرم ، قدمى نهاد به بسترم * فاذا رايت جماله طلع الصّباح كانّما
*
نمونهاى از شعر دكتر پرويز ناتل خانلرى
« گويند زاغ سيصد سال بزيد و گاه سال عمرش ازين نيز درگذر . . . عقاب را سى سال عمر بيش نباشد . »
خواص الحيوان
گشت غمناك دل و جانِ عقاب * چو ازو دور شد ايام شباب
ديد كش دور به انجام رسيد * آفتابش به لبِ بام رسيد