ملك منصورى او از در رى تا در چين * ملك محمودى او از در چين تا لب گنگ
لشگر دولت سلجوقش بسپرد به گام * از خط باغ ارم تا چمن پور پشنگ . . .
هست ايران چو گران سنگ و حوادث چون سيل * بگذرد سيل خروشان و به جا ماند سنگ
دشمنش خير نديده است جز از دست اجل * خصم او كام نبرده است جز از كام نهنگ
بينم آن روز كه از فر بزرگان گردد * ساحت ايران آراسته همچون ارژنگ
كارگاهى ز پى كاوش در هر معدن * ايستگاهى ز ره آهن در هر فرسنگ
مردمانى همه با صنعت و با فخر و غرور * كه ز بيكارگى و تنزنى آيدشان ننگ
بن هر چاه فرو برده به پشت ماهى « 1 » * سر هر قصر برآورده به اوج خرچنگ « 2 »
رستنى رسته به هرمزرعه دشت اندر دشت * بارها بسته به هر دهكده تنگ اندر تنگ
نكتهها كرد ، زبر مرد و زن ار گفت « بهار » * عوض گفته تازى و روايات فرنگ » « 3 »
« در ذيحجهء سال 1329 كه دولت تزارى روس به ايران اولتيماتوم داد و انقلاب آغاز شد ، بهار ، اين مسمط را در مشهد ساخت و در روزنامهء نوبهار انتشار داد :
هان اى ايرانيان ، ايران اندر بلاست * مملكت داريوش دستخوش نيكلاست
مركز ملكِ كيان در دهن اژدهاست * غيرت اسلام كو ، جنبش ملّى كجاست ؟
برادران رشيد اين همه سستى چراست ؟ * ايران مال شماست ، ايران مال شماست !
* * *
به كين اسلام باز ، خاسته برپا صَليب * خصم شمال و جنوب داده نداى مَهيب
روح تمدن به لب آيهء امّنْ يُجيب « 4 » * دين محمّد يتيم كشور ايران غريب
بر اين يتيم و غريب ، نيكى آيين ماست * ايران مال شماست ايران مال شماست
در سال ( 1329 ه . ق ) كه حاجى صمد خان شجاع الدوله به يارى روسيهء تزارى بر آذربايجان مسلط شده بود ، شاعر به همدردى آزاديخواهان آذربايجان اين قطعه را سرود :
صبا شبگير كن از خاورستان * به آذربايجانِ شو بامدادان
گذر كن از بر كوه سهندش * عبيرآميز كن پست و بلندش
بِچَم بر ساحل سرخاب رودش * بده از چشم مشتاقان دُرودش
غبارِ واديش را تاج سر كن * سرابش را ز آب ديده تر كن . . .
هامش
( 1 ) . كنايه از قعر زمين .
( 2 ) . برج سرطان ، كنايه از آسمان .
( 3 ) . همان كتاب ، از ص 127 تا 131 .
( 4 ) . قرآن كريم سورهء نمل از آيه 62 .