در اين منظومه از معاهدهء 1907 روس و انگليس دربارهء تقسيم ايران به دو منطقهء نفوذ و كشيدن راهآهن سرتاسرى ايران با سرمايهء خارجى سخن به ميان آمده است و مشهورترين قصيدهء سياسى آن روز به شمار مىرود :
يك هديهء ناقدانه به جناب سر ادوارد گرى
سوى لندن گذر اى پاك نسيم سحرى * سخنى از من بر گو به سر ادوارد گرى
كاى خردمند وزيرى كه نپرورده جهان * چون تو دستور خردمند و وزير هنرى
نقشهء پطر بر فكر تو نقشى بر آب * رأى بيزمارك بر رأى تو رأيى سپرى
ز « تولون » جيش ناپلئون نگذشتى گر بود * بر فراز « هرمان » نام تو در جلوهگرى
داشتى « پاريس » ار عهد تو در كف نشدى * سوى « آلزاس » و « لورن » لشگر آلمان سفرى
انگليس ار ز تو مىخواست در آمريك مدد * بسته مىشد به واشنگتن ره پرخاشگرى
با كماندرچف « 1 » اگر فرّ تو بودى همراه * به بوئر « 2 » بسته شدى سخت ره حملهورى
ور به منچورى پلتيك تو بد رهبر روس * نشد از ژاپون جيش كروپاتكين « 3 » كمرى
بود اگر فكر تو با غائلهء مانچو يار * انقلابيون بر شاه نگشتند جرى
ور بدى رأى تو داير به حيات ايران * اين همه ناله نمىماند بدين بىاثرى
مثل است اينكه چو بر مرد شود تيره جهان * آن كند كش نه به كار آيد از او كارگرى
تو بدين دانش ، افسوس كه چون بيخردان * كردى آن كار كه افسوس جز از وى نبرى
برگشودى در صد ساله فرو بستهء هند * بر رخ روس و نترسيدى از دربدرى
بچهء گرگ در آغوش بپروردى و نيست * اين مماشات جز از بيخودى و بيخبرى
بيخودانه به تمناى زبردست حريف * در نهادى سر تسليم ، زهى خيرهسرى !
اندر آن عهد كه با روس ببستى زين پيش * غبنها بود و نديدى تو ز كوتهنظرى
تو خود از تبّت و ايران وز افغانستان * ساختى پيش رَهِ خصم بناى سه درى
تو ز موصول بگشودى ره آن تا زابل * وز ره تبّت تسليم شدى تا به هرى
زين سپس بهر نگهدارى اين هرسه طريق * نيم ميليارد قشون بايد بحرى و برى
بيش از فايدت هند اگر گردد صرف * عاقبت فايدتى نيست بجز خونجگرى
انگليس آن ضررى را كه از اين پيمان برد * تو ندانستى و داند بدوى و حضرى
هامش
( 1 ) .Commander in - Chief( 2 ) .Boersساكنين هلندى اصل افريقاى جنوبى كه با انگليسيها دليرانه جنگيدند .
( 3 ) . ژنرال روس كه در جنگ با ژاپن ( 1904 ) شكست خورد .