ساخته است .
2 - مثنوى مخزن الاسرار كه در حدود 2260 بيت است اندرزنامهيى است ، مشتمل بر 20 مقاله در اخلاق و مواعظ و حكم كه در حدود سال 570 به اتمام رسيده است و از آن است اين ابيات :
اى به زمين بر چو فلك نازنين * ناز كِشَت هم فلك و هم زمين
. . . هركه تو بينى ز سپيد و سياه * بر سر كاريست در اين كارگاه
جغد كه شوم است به افسانه در * بلبل گنج است به ويرانه در
هركه درين پرده نشانيش هست * درخور تن قيمت جانيش هست
. . . نيك و بد ملك به كار تواند * در بد و نيك آينهدار تواند
3 - مثنوى خسرو و شيرين به بحر هزج مسدس مقصور و مخدوف در 6500 بيت ، كه به سال 576 نظمش پايان گرفته است و اين مثنوى از دلكشترين شاهكارهاى عشقى زبان فارسى است ، ابيات زير در توصيف آبتنى كردن شيرين از آن كتاب است :
چو قصد چشمه كرد آن چشمهء نور * فلك را آب در چشم آمد از دور
سهيل از شعر ، شِكّرگون برآورد * نفير از شعرى گردون برآورد
پرندى آسمانگون بر ميان زد * شد اندر آب و آتش در جهان زد
فلك را كرد كحلى « 1 » پوش پروين * موصل كرد نيلوفر به نسرين
حصارش نيل شد ، يعنى شبانگاه * ز چرخ نيلگون سر بر زد آن ماه
تن سيمينش مىغلطيد در آب * چو غلطد قاقمى برروى سنجاب
در آب انداخته از گيسوان شست * نه ماهى بلكه ماه آورده در دست
مگر دانسته بود از پيش ديدن * كه مهمانى نُوَش خواهد رسيدن
در آب چشمهسار آن شكر ناب * ز بهر ميهمان مىساخت جلاب « 2 »
4 - مثنوى ليلى و مجنون به بحر هزج مسدس اخرب مقصور مخدوف و 4700 بيت است ، نظم اين مثنوى به سال 588 به پايان رسيده است اشعار زير از آنجاست :
مجنون چو حديث عشق بشنيد * اول بگريست ، پس بخنديد
هامش
( 1 ) . سرمهگون
( 2 ) . گلاب