الرَّفْع : برداشتن ، و گاهى در بارهء اجسام است كه آنها را از جايشان برمىدارى در آيات : (
وَ رَفَعْنا
فَوْقَكُمُ الطُّورَ - 63 / بقره ) و (
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ
السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها « 1 » -
هامش
( 1 ) از آيهء فوق و عبارت( بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها )دانسته مىشود ، كه نيرويى غير محسوس در برپا داشتن و جريان آسمانها و كرات مؤثّر است كه از نوع نيروهاى مادّى و محسوس نيست زيرا نفى عامل محسوس ، اثبات عامل ديگرى است كه غير محسوس است .
در آيه هم مىگويد : اللّه كسى است كه آسمانها را به غير از ستونهاى بسيار زيادى كه شما ببينيد و محسوس نيستند بر پا داشته است هر چند كه شما در نيابيد -تَرَوْنَهاصفتعَمَدٍاست پس - به غير عمد مرئيه - يعنى براى آسمانها ستونهايى هست كه بدون ستونهاى ديدنى است يعنى آسمانها عواملى غير محسوس و نگهدارنده دارند كه كارگزاران آفرينشند .
فخر رازى پس از بحث مفصّلى مىگويد : نظرى كه از همه نيكوتر است ، اينكه آسمانها به قدرت خداى تعالى برقرارند و - عمدها هو قدرة اللّه تعالى فنتج ان يقال انّه رفع السّماءبِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهااى لها عمد فى الحقيقه الا ان تلك العمد هى قدرة اللّه تعالى و حفظه و تدبيره و ابقائه ايّاها فى الجوّ العالى و انّهم لا يرون ذلك التّدبير و لا يعرفون كيفيّة ذلك الامساك .
يعنى : نتيجهء اينكه گفته شود آسمانها را در حقيقت با ستونهائى برافراشته هر چند كه شما آنها را نبينى و آن قدرت خداونديست و حفظ و تدبير او كه آنها را در جو با عظمت جهان باقى و بر پا داشته و ايشان ، آن تدبير را نمىبينند و كيفيّت نگهداشتن آن را هم نمىشناسند ( تفسير كبير - 18 / 222 ) چهار صد سال قبل از نيوتن .
ابو عبد اللّه ياقوت حموى مىنويسد : انّ الارض مدوّرة كتدوير الكرة موضوعة فى جوف الفلك : زمين همچون گويى مىچرخد و در وسط فلك قرار گرفته است .
و سپس در بارهء نيروى نگهدارندهء زمين در فضا و اجسام بر روى آن مىنويسد : لأنّ الارض بمنزلة حجر المغناطيس الّذى يجتذب الحديد و ما فيها الحيوان و غيره بمنزله الحديد .
زمين مثل آهن ربا كه آهن را جذب مىكند زمين هم نيروى جاذبه دارد و جانداران را همچون آهن به خود جذب مىكند .
ابن بردهء دانشمند گرانقدر مسلمان سياه پوست در قرن هفتم هجرى يعنى 700 سال قبل و 400 سال قبل از گاليله - كپرنيك - نيوتن ، عامل نگهدارندهء زمين و كرات را در ميان فضا نيروى غير محسوس و نامرئى كه خداوند در طبيعتشان نهاده مىداند .
و بعد مىگويد : و اجزاء الفلك تجذبها من كلّ وجه فلذلك لا تميل الى ناحيه من الفلك دون ناحيه لان قوّه الاجزاء متكافئه : همهء اجزاء فلك يعنى آسمانها ، زمين را از همه طرف جذب مىكنند و لذا مىبينيم كه تمايل به يك سوى ندارد زيرا نيروى جاذبهء جهان و آسمانها از همه سوى به طور مساوى بر زمين وارد مىشود .
سپس مىگويد : لأنّ فى طبع الفلك ان تجتذب الارض - زيرا در سرشت و خلقت آسمان نيروى جذب كننده نهاده شده كه زمين را جذب مىكند و مىگرداند .
نتيجه اينكه آيه مىفرمايد : اللّه كسى است كه آسمانها را با عواملى به غير از ستونهايى كه شما آنها را نمىبينيد بر پا داشته است و اگر آن عوامل كارگزار آفرينش در كار نبود مىگفت : هو الّذى رفع السّموات و .