تَغَاطُش : خود را از چيزى به كورى زدن ( باب تفاعل - غالبا چنين معنايى دارد مثل تمارض - تشاكل - تجاهل ) .
غطو
: غِطَاء پوسته و طبقهاى كه بر چيزى قرار مىگيرد همانطور كه غشاء - چيزى است از جامه و مانند آن كه روى چيزى قرار داده مىشود .
غِطَاء : بطور استعاره براى نادانى به كار مىرود ، آيه : (
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ - 22 / ق ) « 1 » .
غفر
: الغَفْر : بيم و ترس و آنچه كه انسان را از پليدى و آلودگى مصون مىدارد و از اين معنى گفته مىشود : اغْفِرْ ثوبك فى الوعاء : لباست را در ظرف شستشو كن تا ريم و چركش دور شود .
اصبغ ثوبك : جامهات را رنگين كن ( تا چركتاب شود زيرا رنگ كردن لباس پوشانندهتر از ناتميزى آن است . ) غُفْرَان و مَغْفِرَة : از سوى خداى اين است كه بنده را از اينكه عذاب به او برسد مصون مىدارد ، در آيات :
(
غُفْرانَكَ
رَبَّنا - 285 / بقره ) (
مَغْفِرَةٍ
مِنْ رَبِّكُمْ - 133 / آل عمران ) (
وَ مَنْ يَغْفِرُ
الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ - 135 / آل عمران ) « 2 » غَفَرَ لَهُ : وقتى است كه در ظاهر از او درگذرد هر چند كه در باطن بر او اعتمادى
هامش
( 1 ) خطاب به انسان است مىگويد تو از وقوع قيامت در بى خبرى بودى امروز غفلت را از تو بر طرف كرديم و اكنون ديدهات تيز بين است كه همه چيز را به خوبى درمىيابى و مىبينى .
( 2 ) چه كسى جز خداى گناهتان را مىپوشاند .