غَضَضْتُ السّقاء : محتواى ظرف آب را كم كردم .
غَضّ : هر چيز تازهاى كه مدّتش و درنگش طولانى نبوده .
غضب
: الغَضَب : هيجان و جوشش خون قلب براى انتقام ، پيامبر عليه السّلام فرموده :
« اتّقوا الغضب فانّه جمرة توقد فى قلب ابن آدم الم تروا الى انتفاخ اوداجه و حمرة عينيه » .
( از عصبانيت و خشم دورى كنيد زيرا خشم اخگرى است كه در قلب فرزند آدم افروخته مىشود ، آيا تند شدن و برآمدگى رگهاى گردن و سرخ شدن چشمانش را نديدهاى و ندانستهاى ) . در آيات :
(
فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ
- 90 / بقره ) (
وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي
- 81 / طه ) (
غَضِبَ
اللَّهُ عَلَيْهِمْ - 6 / فتح ) (
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ
عَلَيْهِمْ - 7 / فاتحه ) در مورد اين آيه گفته شده آنها يهودند .
غَضْبَة : مثل ضجرة - است يعنى اندوه و ملالت .
غَضُوب : بسيار خشمگين ، مار و شتر بىقرار و هيجان زده هم با واژه غضوب - وصف مىشود . فلان غَضَبَة : او تند خو و زود خشم است .
گفته شده اگر بگويند - غَضِبْتُ لفلان : وقتى است كه از كسى كه زنده است خشمگين باشى ولى عبارت - غَضِبْتُ به : وقتى است كه او مرده باشد .
غطش
: در آيه : (
أَغْطَشَ
لَيْلَها - 29 / نازعات ) شبش را ظلمانى و تاريك كرد و اصلش از أَغْطَش - است يعنى كسى كه در چشم و بينائيش ضعف است و از اين معنى است عبارت : فلاة غَطْشَى : بيابانى كه در آن براى راهنمايى و عبور راه مستقيم و درستى نيست .