غرّه كذا غُرُوراً : گويى كه او را مغرور كرد و وجود او را غرور فرا گرفته و پيچيده است ، در آيات :
(
ما غَرَّكَ
بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ - 6 / انفطار ) « 1 » (
لا يَغُرَّنَّكَ
تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ - 196 / آل عمران ) « 2 » (
وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
- 64 / اسراء ) « 3 » (
بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً
- 40 / فاطر ) « 4 » (
يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
- 112 / انعام ) (
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
- 185 / آل عمران ) « 5 » (
وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
- 35 / جاثيه )
وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
- 33 / لقمان ) (
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
- 12 / احزاب ) 6 غَرُور : هر چيزى از مال و جاه و شهوت و شيطان كه انسان را فريب دهد و مغرور كند و - غرور - در اين آيه به شيطان تفسير شده است زيرا گفته شده : « الدّنيا تغرّ و تضرّ و تمرّ » ( دنيا فريفته مىكند زيان مىزند و در مىگذرد ) .
غَرَر : به معنى خطر است ، از - غرّ - كه در حديثى از فروختن غرر نهى شده
هامش
( 1 ) خطاب به انسان است پس از اشاره به حوادث سهمگين آستانهء قيامت مىگويد : اى انسان چه چيزى تو را به پروردگار كريم و ارجمندت مغرور كرده است ، همان خدايى كه تو را آفريده و موزون و متناسب آفريد .
( 2 ) رفت و آمد كفّار در شهرها نبايستى مرا تحت تأثير قرار دهد و ترا بفريبد آنان بهرهاى ناچيز و اندك از زندگى دارند آنگاه جايگاهشان جهنّم است( وَ بِئْسَ الْمِهادُ )چه جايگاه بدى است .
( 3 ) شيطان جز به غرور و فريب وعدهشان نمىدهد .
( 4 ) ديوان و ديو سيرتان در راه دشمنى با پيامبران سخن غرور آميز و ظاهر فريب به يكديگر القاء مىكنند .
( 5 ) زندگى دنيا چيزى نيست مگر متاع فريفتن و غرور .
6 - آنگاه كه در جنگ احزاب منافقين و كسانى كه در دلهاشان مرض و بيمارى بود مىگفتند خدا و پيامبرش جز غرور بما وعدهاى ندادند .