غرب
: الغَرْب : پنهان شدن و غروب خورشيد .
غَرَبَتْ تَغْرُبُ غَرْباً و غُرُوباً : خورشيد غروب كرد .
مَغْرِب الشّمس و مُغَيْرِبَانُهَا : جاى فرو شدن و افول آفتاب ، در آيات :
(
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
- 28 / شعراء ) (
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
- 17 / الرّحمن ) (
بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ
- 40 / معارج ) و در باره تثنيه و جمع آوردن آنها در قرآن قبلا سخن گفته شده ( در ذيل واژه - شرق - به صورتى كه با نظريه كروى بودن و گردش زمين مطابقت دارد نوشته شده است ) .
و در آيات : (
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
- 35 / نور ) (
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ
- 86 / كهف ) « 1 » غَرِيب هر شخص دور ، و نيز هر چيزى كه در ميان جنس خود بى نظير باشد ، از اين روى سخن پيامبر عليه السّلام است كه فرمود :
« بدأ الاسلام غريبا و سيعود كما بدأ » « 2 » .
گفته شد : « العلماء غُرَبَاء » چون دانشمندان تعدادشان در ميان جهّال به نسبت نادانها كم و اندك است و نظيرشان نيز كم است .
غُراب : كلاغ ، به خاطر اينكه در رفتن دور پرواز است ، در آيه :
هامش
( 1 ) ذو القرنين به همان نقطهاى كه مىپنداشت محلّ فرود خورشيد است رسيد ، و باز ديد خورشيد در نقطهاى ديگر غروب مىكند .
( 2 ) يعنى اسلام در آغاز ظهورش كم نظير و بىمانند بود ، در آينده هم به همان گونه كه شروع شد باز مىگردد و بىنظير مىشود كه خوشبختانه تجلّى اسلام راستين از ايران اسلامى امروز به خوبى در سراسر جهان و در ميان مستضعفين به نام دين و شريعتى كم نظير مشهود است كه از نظر حمايت از آنها و رهائيشان از سلطهء ستمگران دينى است بى نظير .