آيه : (
وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا
- 62 / 4 ) ( صبحگاهان و شامگاهان در آنجا نصيبى و رزقى دارند ) .
و آيهء (
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ
ذُو الْقُوَّةِ - 58 / ذاريات ) بر عموم رزق حمل شده است . رازق :
به آفرينندهء رزق و بخشنده و مسبّب آن نيز اطلاق مىشود .
ولى - رزّاق - جز در بارهء خداى تعالى گفته مىشود و آيهء : (
وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِينَ
- 20 / حجر ) .
يعنى : معيشت را براى شما در دنيا سببى و وسيلهاى در رزقش قرار داده است و گر نه براى شما راهى در آن نبود .
و آيهء : (
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ ، وَ الْأَرْضِ شَيْئاً وَ لا يَسْتَطِيعُونَ
- 73 / نحل ) .
بتها و مورد پرستش آنها به هيچوجه سببى و علّتى براى رزق نيستند و سببى از اسباب آن هم نمىتوانند باشند .
ارْتَزَقَ الجُنْدُ : سربازان جيره و رزق خويش گرفتند .
الرَّزْقَة : يك بار بخشيدن جيره و رزق ( مثل مهمانى و رسوم جشنها ، و اعياد ) .
رسس
: أصحاب الرَّسّ - گفته شده - رَسّ - درّهاى است .
شاعر گويد :
و هنّ لِوَادِي الرَّسّ كاليَد للفَم « 1 »
اصل - رَسّ - اثر كمى است كه در چيزى موجود باشد .
هامش
( 1 ) شاعر زهير بن ابى سلّمى است ، مىگويد :بكرن بكورا و استحرن بسحره * و هن و وادى كاليد فى الفميعنى پگاهان و سحرگاهان به درّه رسيدند و مثل داخل شدن دست در دهان به آنجا وارد شدند و جلوتر نرفتند ، همانطور كه دست از جلوى دهان بيشتر داخل نمىشود .
وادى - در زبان فارسى بجاى دشت و بيابان به كار مىرود و در زبان عربى - وادى - يعنى درّه يا .