است « 1 » . عَنِيد : خود محور و خود پسند .
مُعَانِد : خود بزرگ بين ، در آيات : (
كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ
- 24 / ق ) (
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً
- 16 / مدّثر ) ( او در برابر آيات ما مستكبر و خود بزرگ بين است ) « 2 » .
گفته شده - عَنُود - هم مثل - عنيد است ولى ميان آنها تفاوتى است ، زيرا - عنيد - كسى است كه مخالفت و عناد مىورزد ولى عنود - كسى است كه از قصد و هدف سرپيچى مىكند ، چنان كه مىگويند - بعيرٌ عَنُودٌ : شتر چموش - و نمىگويند - بعيرٌ عنيدٌ .
امّا - عُنَّد ، عَانِد - است ، جمع عَنُود - عَنَدَة - است و جمع عنيد عِنَدٌ . بعضى از علماء گفتهاند : عُنُود - همان عدول كننده از راه راست است امّا - عَنُود - نتيجهء حاصل از عدول كننده از راه محسوس است .
عَنِيد : عدول كننده از راه در حكم و فرمان . عَنَدَ عن الطّريق : از راه منحرف شد .
عَانَدَ : همراهى كرد و همچنين - عَانَدَ : جدا شد ، و هر دو از - عَنَدَ - است ولى به دو اعتبار و دو نظر مختلف ، مثل واژه بين در پيوستن و دور شدن ، به دو اعتبار و دو نظر مختلف .
عنق
: العُنُق : گردن ، كه عضوى از بدن است جمعش - أَعْنَاق در آيات :
هامش
( 1 ) يعنى اگر قرآن و آيات آن به حقّ از حكم و فرمان تو است .
( 2 ) دو آيهء اخير فرجام و سرنوشت نكبت بار الگوهاى فرعونيّت و ستمگرى و فريبكارى است كه مىگويد به جهنّم افكنده مىشوند و دوزخ سرنوشت چنان كسانى است كه براى خدا شريك قرار دادند و با گستاخى و عناد از پذيرش حقّ خوددارى كردند .