العَافِي : آنچه را كه عاريت گيرندهء ديگ از آتش و طعام در ديكش برمىگرداند .
عقب
: العَقِب : پشت پا كه - عَقْب - هم گفته شده ، جمعش أَعْقَاب است ، روايت شده است كه :
« ويل للأَعْقَاب من النّار » « 1 » .
چه دردمند است پيامدهاى آتش عذاب ) .
عَقِب : در بارهء فرزند و فرزند فرزند ، استعاره شده است خداى تعالى مىگويد : (
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ
- 28 / زخرف ) « 2 » .
عَقِبُ الشّهرِ : پايان ماه . جاء في عَقِبِ الشّهرِ : آخر ماه آمد .
جاء فى عَقِبِهِ : وقتى است كه چيزى از او باقى مانده باشد .
رجع على عَقِبِهِ : وقتى است كه به عقب برگردد .
انقلب على عَقِبَيْهِ : مثل عبارت - رجع على حافرته - است يعنى عقب گرد كرده و مثل آيه : (
فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
- 64 / كهف ) .
( حضرت موسى و همراهش بر نشانههاشان با پى جويى بازگشتند ) رجع عوده على بدئه : به آغاز راه و اوّلش بازگشت ، آيات :
(
وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا
- 71 / انعام ) « 3 » (
انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
- 144 / آل عمران ) (
وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ
- 144 / آل عمران ) (
نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ
- 48 / انفال )
هامش
( 1 ) رافعى و ابن اثير مىگويند : ويل للاعقاب من النّار : يعنى واى بر كسى كه در وضوء گرفتن شستن پشت پاهايش را ترك كند و نشويد . ( المصباح المنير 2 / 80 ) ( امالى الكعبين - پشت پا نيست دو طرف پا است ) ( النّهايه 3 / 269 ) .
( 2 ) در بارهء حضرت ابراهيم ( ع ) است كه مىگويد : ابراهيم ( ع ) يگانه پرستى و توحيد را در تبار خويش كلمهاى پايدار و ثابت گردانيد شايد مشركان از سركشان برگردند .
( 3 ) آيا بعد از اينكه خداوند بوسيلهء پيامبر ( ص ) هدايتمان نمود به عقب برگرديم و مشرك شويم ؟ ! .