اذا لَسَعَتْه النّحلُ لم يَرْجُ لَسْعَها * و حالَفها فى بيت نُوب عوامِلُ
( يعنى : وقتى كه زنبوران عسل او را نيش زدند از نيش آنها نترسيد ، و پاهايش او را در كندوى زنبوران نگهداشته و ملازم كرده است ) .
توجيه اين واژه ( رجا - يرجو ) اينست كه خوف و رجاء يابيم و اميد هر دو در معنى ملازم يكديگرند .
خداى تعالى گويد : (
وَ تَرْجُونَ
مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ - 104 / نساء ) و (
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ
لِأَمْرِ اللَّهِ - 106 / توبه ) .
أَرْجَتِ النّاقةُ : زائيدن و بهرهمندى از شتر مادينه نزديك است - حقيقت معنى آن است كه ناقه در خاطر صاحبش اميدوارى به نزديكى زائيدن را قرار داده بود .
أُرْجُوَان : رنگ ارغوانى كه از ديدن آن فرح و سرور و اميدوارى دست مىدهد .
رحب
: الرُّحْب : فراخى جا و مكان ، و از اين واژه است :
رَحَبَةُ المسجدِ : يعنى فضاى باز مسجد .
رَحُبَتِ الدّارُ : خانه باز و وسيع شد .
و بطور استعاره در بارهء قسمت ميان تهى معده به كار مىرود ، رَحْبُ البَطْن : يعنى فراخ باطن و شكم بزرگ .
و همينطور به فراخى سينه - رَحْبُ الصَّدْر گويند ، - چنان كه - ضيق - براى تنگى سينه بطور استعاره به كار مىرود .
خداى تعالى فرمايد : (
وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ
- 25 / توبه ) .
( اشاره به جنگ حنين است كه مىفرمايد : از نفرات خويش به شگفت آمده بوديد ، حادثهاى رخ داد و زمين با همهء فراخى بر شما تنگ شد و به دشمن پشت كرديد ) .
فلان رَحِيبُ الفِنَاء : در بارهء كسى است كه دوستان زيادى در كنار او هستند و آنها را