چشم تو را به خود متوجّه كند در او نبود ( كنايه از گيرايى و جذّابيت سخن است ) از اين واژه فعلى مشتقّ نمىشود و - لقيته أدنى ظَلَمٍ - آنچنان است كه گفته شد .
ظمأ
: الظِّمْءُ : حالتى است در فاصله دو نوبت آب خوردن ( عطش و تشنگى ) .
ظَمَأ : عطشى است كه از آن حالت عارض مىشود . فعلش - ظَمِئَ يَظْمَأُ - اسم فاعلش - ظَمْآن - است .
گفت : (
لا تَظْمَؤُا
فِيها وَ لا تَضْحى - 119 / طه ) ( خطاب به حضرت آدم است كه خداوند به او مىگويد تو در بهشت نه تشنه مىشوى و نه برهنه و نه گرسنه و نه گرما زده ) .
و آيه : (
يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ
ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً - 39 / نور ) « 1 » .
ظنّ
: الظَّنّ : اسمى است براى آنچه كه از نشانه و امارتى حاصل مىشود ، و هر گاه آن نشانه قوى شود ظنّ و گمان به علم منتهى مىشود . و هر گاه نشانه و امارت را به راستى و جدّى ضعيف شود از توهّم تجاوز نمىكند و هر گاه نشانههاى ظنّ قوى يا به تصوّر قوى بودن باشد با آن - انّ و ان ( مشدّده و مخفّفه ) به كار مىرود ، يعنى ( تحقيقا و براستى چنان است ) كه با ( أنّ و أن ) براى تأكيد به كار مىرود .
و اگر ظنّ و گمان ضعيف باشد با ( أنّ و أن ) كه مخصوص سخن و عمل منفى و معدوم است به كار مىرود مثل آيات : (
الَّذِينَ يَظُنُّونَ
أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ - 46 / بقره )
هامش
( 1 ) اشاره به اعمال كسانى است كه كفر مىورزند ، مىگويد كارهايشان همچون سرابى است كه تشنگان او را از دور آبى مىپندارند و همين كه به آن مىرسند چيزى از آب نمىيابند بلكه خداى را مىبينند كه حساب اعمال نارواشان را مىدهد ، اين آيه در عصر ما به خوبى مطرح است كه گروهى با شعار و ايجاد آرزوهاى سرابگونه افراد را مىفريبند و صفحات تاريخ نمودار كاملى از حالات نكبت بار و باژگونه آنهاست .