أَظْلَمَ فلانٌ : به تاريكى رسيد ، و گفت : (
فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ
- 37 / يس ) ظُلْم : در نظر زبانشناسان و بيشتر دانشمندان عبارتست از « وضع الشّيء في غير موضعه المختص به » قرار گرفتن چيزى در غير از جايى كه مخصوص به اوست يا به نقصان و كمى و يا به زيادتى و فزونى و يا به عدول ، و انحراف از زمان و مكان آن ، و لذا گفته مىشود .
ظَلَمْتُ السّقاءَ : در وقتى كه شير بى موقع از شتر مادينه دوشيده مىشود و آن هم - ظَلِيم - ناميده مىشود .
ظَلَمْتُ الأرضَ : زمين را حفر كردم و جاى حفر كردن نبود و آن زمين را هم - مَظْلُومَة - گويند خاكى هم كه از آنجا بيرون آوردهاند - ظَلِيم گويند ظُلْم : در تجاوز از حقّى است كه در حكم نقطهء محيط دايره است و در تجاوز كم يا زياد هم گفته مىشود از اين روى ظلم ، در گناه بزرگ و كوچك هر دو به كار مىرود ، به آدم در حال تعدّى و تجاوزش ظَالِم گفته شده و در بارهء ابليس هم ظالم هر چند كه ميان اين دو ظلم يعنى ظلم آدم و ظلم ابليس فرق زيادى است ، بعضى از حكماء گفتهاند « ظلم » بر سه گونه است :
اوّل - ظلم ميان انسان و خداى تعالى و بزرگترين آن كفر و شرك و نفاق است و لذا گفت : (
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ
عَظِيمٌ - 13 / لقمان ) و مقصود همان است كه در آيات : (
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
- 18 / هود ) (
وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً
- 31 / انسان ) و در آيات زياد ديگر آمده است و گفت :
(
فَمَنْ أَظْلَمُ
مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ - 32 / زمر ) (
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
- 21 / انعام ) دوّم ظلمى كه ميان انسان و مردم است كه در آيه : (
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ
- 40 / شورى ) « 1 » به آن اشاره شده تا آنجا كه مىگويد : (
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
- 40 / شورى ) .
(
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ
النَّاسَ - 42 / شورى )
هامش
( 1 ) تمام موضوع چنين است : سزاى هر بدى ، بدى اى همانند آن است و هر كه ببخشد و اصلاح كند پاداشش با خداى تعالى است كه خدا ظالمين را دوست ندارد و هر كس بعد از ستمديدن انتقام گيرد راه تعرّض در او نيست بلكه راه تعرّض بر كسانى است كه بر ديگران و مردم ستم مىكنند و راهى جز ستم در پيش نمىگيرند كه عذابى دردناك خواهند داشت .