ذَبَحْتُ الفارةَ : شكماش را پاره كردم كه تشبيهى است از ذبح حيوان ، و همچنين عبارت :
ذَبَحْتُ الدَّنَّ : سر خمره و كوزه را باز كردم .
خداى تعالى گويد :
يُذَبِّحُونَ
أَبْناءَكُمْ - 49 / بقره يعنى عدّهء زيادى از شما را پى در پى مىكشتند .
سَعْدُ الذَّابِح « 1 » : نام ستارهاى است .
مَذَابِح : گوديهائى كه در سيلگاه بوجود مىآيد .
ذخر
: اصل ادّخار ، اذتخار است مىگويند : ذَخَرْتُهُ و ادَّخَرْتُهُ ، در وقتى اين واژه به كار مىرود كه چيزى را براى آيندهات پس انداز كنى .
از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه :
« كان لا يَدَّخِرُ شيئا لغد » « 2 » .
هامش
( 1 ) سعد الذّابح - سعد السّعود - سعد بلع - سعد الاخبيه - نام چهار ستارهاى از منازل قمر است كه در برج - جدى و دلو - مثل چهار پايهء ديگ در آسمان ديده مىشوند به گفتهء فيروزآبادى - سعد الذّابح - دو ستارهء روشن است ميان آن دو ستاره مقدار نيم متر است و در پيش سينه يكى از آنها ستاره كوچكى است كه از نزديكى به او گويا كه او را ذبح مىكند . قاموس اللّغه / فيروزآبادى .
( 2 ) يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى براى فردايش پس انداز نمىكرد از اين حديث شريف به خوبى شخصيّت دنيايى و جهانى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله روشن مىشود البتّه با مقايسه با كاخ نشينان ، قارونيان و دنيا خواران جهان كنونى كه حساب ثروت و مالشان از اندازه بيرون است .
در كتاب الطّبقات الكبرى كاتب واقدى مىنويسد : حارث ابن خشن برادر جويريه همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر داد كه - و اللّه ما ترك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عند موته درهما و لا دينارا و لا عبدا و لا امة و لا شاة و لا بعيرا و لا شيئا الا بغلته البيضاء و سلاحه .
اين حديث را از على بن حسين عليه السّلام نيز روايت كردهاند ، و همچنين از ابن عبّاس كه مىگويد پيامبر خدا از دنيا رفت در حالى كه نه دينارى و نه درهمى نه بردهاى و نه كنيزى نه گوسفندى و نه شترى و نه چيزى به غير از استر سواريش و سلاحش چيزى از او باقى نماند حتّى زرهء او نزد كسى به 30 پيمانه جو گرو بود ، آرى به همين جهت است كه پس از 14 قرن ملّتهاى مستضعف جهان به روش پيامبرى او تأسّى مىجويند و از .